محمد سعيد جانب اللهى

115

پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )

روى محل نيش‌زده مىبندند ( جانب اللهى ، 1384 : 121 ) . در سيستان اگر نسبت به مارگزيدگى شك داشتند ، شير تازه در دهان مريض مىريزند ، اگر شير ببندد و سفت شود نشانهء مارگزيدگى است . براى درمان آن : 1 . برگ بوتهء اسپند را كوبيده در محل گزيدگى مىگذارند ، همچنين بالاى محل گزيدگى را محكم مىبندند كه جريان خون قطع شود ، سپس خراش مىدهند و خون آن را مىمكند كه زهر بيرون بيايد . 2 . دو دست و پاى مريض را به چوب مىبندند و دو نفر او را در همين حال مىچرخانند تا سرگيجه بگيرد و استفراغ كند . 3 . چاله‌اى مىكنند و دو چوب دو شاخه در طرفين در زمين تعبيه مىكنند ، چوبى نيز روى آن مىگذارند و مريض بايد لب چاله بنشيند و پايش را در چاله بگذارد و به چوب تكيه كند ، اين عمل تمهيدى بود ، براى ممانعت از خوابيدن مريض ( جانب اللهى ، 1381 : 243 ) . در اصفهان براى درمان گزيدگى از ترياق اربعه « 1 » و ترياق فاروق استفاده مىشود و اگر قابل حجامت باشد ، حجامت مىكنند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در الموت محل گزيدگى را خراش داده ، مىمكند و از بالاى موضع گزيدگى ، محكم مىبندند و رويش شير مىريزند و يا افسونگر مىآورند ، تيغ مىزند و جلوى جريان زهر را مىگيرد و ورد مىخواند ( حميدى و ديگران ، 1384 : 232 ؛ نيز - ماكيان‌درمانى ) . عقرب‌گزيدگى در طب سنتى ميبد بر اين باورند كه عقرب چون در زيرزمين زندگى مىكند ، زهرش خنك است و براى درمان گزيدگى آن چيزهاى گرم مثل توت خشك و پياز را با اسفند مىكوبند و در آب مخلوط مىكنند و در محل گزيدگى مىمالند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . در بافق براى بيرون كشيدن زهر عقرب مقدارى علف كما « 2 » يا مخلصه « 3 » در آب ريخته و با پارچه‌اى روى محل نيش‌زده مىبندند ( جانب اللهى ، 1384 : 121 ) . در لرستان و ايلام جفت « 4 » داغ بر روى محل گزيدگى مىگذارند ( اسديان خرم‌آبادى و ديگران : 281 ) . در خراسان سير را مىكوبند و با نمك مىآميزند و بر محل نيش‌زدگى مىگذارند ( شكورزاده : 262 ) .

--> ( 1 ) . نك . واژگان . ( 2 ) . kam ( 3 ) . moxalesa ( 4 ) . Jaft جوشاندهء تغليظشدهء پوست درخت بلوط و دم ميوهء بلوط كه بسيار تلخ است .