محمد سعيد جانب اللهى
102
پزشكي سنتى و عاميانه مردم ايران با نگاه مردم شناختى ( فارسى )
در الموت از گياه محلى رومانج « 1 » استفاده مىشود ( حميدى و ديگران ، 1384 : 223 ) . كردها : بابونه ، دارچين ، پامچال ، اسفناج و بيد تجويز مىكنند ( صفىزاده : 180 ) . تبلازم ( سل ) تبى است كه قطع نمىشود . در ميبد براى درمان آن ، گلگاوزبان مىخوردند ( تحقيقات ميدانى مؤلف ) . تب سيك « 2 » همان تب نوبه يا مالارياست كه بيمار بيشتر هنگام صبح تب مىكند . در ايلام و لرستان براى درمان آن از روشهاى زير استفاده مىشد : 1 . خوردن عرق پوست بيد 2 . خوردن عرق كاسنى 3 . خوردن گنهگنه ( اسديان خرمآبادى و ديگران : 275 ) . در سيستان نام ديگر آن تب و لرز است كه براى درمان ، صبح قبل از صبحانه هندوانه مىخوردند و بيمار را در پوست نيز مىكردند ( جانب اللهى ، 1381 : 244 ) . در خراسان پوست بيد و تخم كاسنى و ريشهء گنهگنه را در كاسهاى كه محتوى عرق بيد باشد مىريزند و شب كاسه را در حياط مىگذارند تا نور ستاره به آن بخورد و خاصيت پيدا كند ، صبح محتوى كاسه را در پارچهء نازكى مىريزند و شيرهء آن را مىكشند و به مريض مىدهند ( شكورزاده : 240 ) . در اردكان با تقويت عمومى درمان مىكنند ، صبح ناشتا جوشاندهء پوست بيد و خارخسك و عناب و برگ سياوشان و سيخ شاهتره ميل مىكنند ، خوردن عرق بيد نيز مفيد است ، دانهء انگوره توره خشك را با گل بارد و سپستان و گل نيلوفر مىجوشانند و صاف مىكنند و با شكر شيرين مىكنند و مىخورند . بايد روزى نيمگرم پوست گنهگنه نيز مصرف كنند ( طباطبايى : 675 ؛ نيز - جادودرمانى ؛ پرندهدرمانى ) . تب روده ( حصبه ) در لرستان و ايلام براى درمان از روشهاى زير استفاده مىكنند :
--> ( 1 ) . rum j ( 2 ) . seyak