وجيهه پناهى

11

اصطلاحات پزشكى در فرهنگ نامه هاى كهن عربى پارسى ( فارسى )

فارسى و فرهنگ‌نامه‌هاى فارسى نيز راه يافته است . بسيارى از مترجمان كه به ترجمهء متون پزشكى به فارسى مىپردازند نيازمند آن هستند كه معادل‌هاى كلمات عربى را در فارسى جستجو كنند . كتاب حاضر كتابى است مشتمل بر بيشتر واژگان و اصطلاحات پزشكى ، اعضاى بدن انسان ، داروها و اسامى بيمارىها كه در دو بخش عربى به فارسى و فارسى به عربى آمده است . بعضى بيمارىها يا اصطلاحات پزشكى در فرهنگ‌نامه‌ها به گونه‌اى معنى شده‌اند كه چيزى براى خواننده به دست نمىدهند مثلا اغلب كلمات با ال ، به همان كلمه بدون ال به فارسى ترجمه شده كه از آن جمله‌اند : البرسام به برسام و يا الكافور به كافور معنى شده است ، ولى در بيشتر فرهنگ‌نامه‌ها در مقابل كلمه ، معنى فارسى آن آمده كه مىتواند براى ترجمه مفيد باشد از آن جمله‌اند : داء الحى : پوست گذاشتن ( البلغة / 149 ) ؛ ذات الرّيه : درد شش ( البلغة / 149 ) ؛ سلعة : خوكك ( مقدمة الادب / 333 ) غدّة : گرهچه ( مقدمة الادب / 172 ) ؛ فواق : زغنك ( البغة / 149 ) ؛ قلاع : درد دهن ( البلغة / 149 ) .