بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
49
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
دانشجويان پسر معنىدار شد كه شايد بتوان اينگونه استنباط نمود كه پسران همان قدر كه فكر مىكنند ديگران آنها را مذهبى مىدانند خود را فردى مذهبى يا غير مذهبى برآورد مىكنند درحالىكه دختران برداشت ديگران راجع به خود را با نظر خويش ناهماهنگ مىدانند . اين نتايج در راستاى اكثر پژوهشهايى است كه در زمينه مذهب و نگرشهاى مذهبى صورت گرفته است . براى مثال يزدانىپور ( 1378 ) همبستگى نگرش مذهبى و اضطراب را 4 / 0 - ارزيابى كرده است كه نشاندهنده تأثير نگرش مذهبى در كاهش اضطراب است . چرا كه مذهب را مىتوان نظامى از اعتقادات دانست كه در خدمت معنابخشى به زندگى است و مجموعهاى از بايدها و نبايدها و ارزشهاى اختصاصى و تعميم يافتهايست كه از موثرترين تكيهگاههاى روانى بهشمار مىرود و قادر است در شرايط خاص با فراهم سازى تكيهگاههاى تبينى ، فرد را از تعليق و بىمعنايى نجات دهد ( بهرامى ، 1380 ) . البته مذهب فقط محدود به اسلام نيست بلكه طبق تحقيقاتى كه اينگلهارت ( 1990 ) در 14 كشور اروپايى انجام داده است 85 % كسانى كه هفتهاى يكبار به كليسا مىروند در مقايسه با 77 % كسانى كه اصلا به كليسا نمىروند ، احساس رضايت بيشترى از زندگى مىكردند . همچنين پولنر ( 1989 ) دريافت كه گزارشهاى افراد از احساس نزديكى با خداوند همبستگى 16 % با شادى و رضايت از زندگى داشته است ( آرگايل ، همكاران ، 1383 ) . هرچند تحقيقات دينى در سطح ايران و جهان به خصوص در زمينه تأثير مذهب بر شادكامى و رضايت از زندگى و همچنين سلامت جسمى و بهداشت روانى ، افزايش چشمگيرى داشته است . پژوهش حاضر گامى در تبيين مواضع فوق است تا مشخص كند افرادى كه ايمان واقعى دارند در برخورد با مسائل مختلف زندگى نگرش خوشبينانهترى اتخاذ مىكنند و حوادث و امور پيرامون خود و ارتباط بين خود و ديگران را مثبت ارزيابى مىكنند ؛ همچنين به خالق خود اميدوار و نسبت به او خوشبين هستند و از زندگى خود رضايت بيشترى دارند .