بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

110

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

ديگر ، بين مذهبى بودن و معنادار بودن زندگى و سلامت روانى ارتباط نزديكى وجود دارد . در يك بررسى كه 836 بزرگسال با ميانگين 4 / 73 سال شركت داشتند ، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبى بودن ( فعاليت‌هاى مذهبى غير سازمان‌يافته و فعاليت‌هاى مذهبى سازمان‌يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمى به زندگى ، همبستگى مثبتى وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش ، 36 مطالعه تجربى در مورد مرگ و درگيرى مذهبى را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوىتر ، يا معتقد بودن به زندگى بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگى دارد . همچنين افرادى كه نمره بالاترى در شاخص مذهب درونى داشتند ، ترس كمترى را از مرگ گزارش كردند . مطالعات ديگر ، تأثير مداخلات مذهبى را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهاى روانى پس از بهبودى ، نشان داده‌اند . به‌عنوان مثال ، نتايج دو بررسى نشان داد ، كسانى كه به اعتقادات مذهبى پايبند بودند ، اضطراب و ناراحتى كمترى را نسبت به كسانى كه به اعتقادات مذهبى پايبند نبودند ، گزارش كرده‌اند . گارنتر و همكاران ( 1991 ) در زمينه سلامت روانى و اعتقادات مذهبى شش مقاله را مورد بررسى قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبى و سلامت روانى رابطه مثبتى وجود دارد . مطالعات آزمايشى انجام‌شده به منظور تعيين نوع بهزيستى روانى در طول حيات هر فرد ، پيوسته از مذهب به‌عنوان يك ويژگى ضرورى براى سلامت مطلوب نام برده‌اند . فرانكل و هويت ، 1994 ؛ ويلكوك و همكاران ، 1999 ؛ ويتر و سويين ، 1992 ؛ آيل موليگان ، جورجيو و ريس - اورتيز ، 1999 ) گزارش كردند كه در بررسىشان درباره 155 مرد ، فعاليت مذهبى درونى ( 41 ) ( مثل دعا ، خواندن كتاب مقدّس ) به‌طور معنادارى با رضايت از زندگى ، رابطه مثبت دارد . رابطه بين مذهبى بودن افراد و بهداشت روانى در جمعيت‌هاى گوناگون گزارش شده است . نتايج اين مطالعات حاكى از آن است كه ميزان شركت در كليسا با افسردگى رابطه‌اى منفى ( معكوس ) دارد ، به‌گونه‌اى كه ميزان افسردگى در بين كسانى كه به كليسا مىروند ، تقريبا