بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
36
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
3 - 5 . همارزى دادههاى وحيانى و يافتههاى انسانى از دو نكته پيشين مىتوان نكته سومى را نيز مطرح كرد ، هرچند در درونشان اين نكته نيز تعبيه شده كه معرفتهايى كه براى تفسير و فهم قرآن كريم مورد استفاده قرار مىگيرند ، در عين برخوردارى از قطعيت با دادههاى وحيانى به لحاظ قلمرو همارز باشند ؛ « 1 » به اين معنا كه چون قلمرو علوم تجربى ، انسان و جهان از بعد مادى است ، اين يافتهها تنها براى داده - هايى كه در اين قلمرو وارد شدهاند مفيد خواهند بود . امورى كه خارج از اين قلمروند اگر در قالب دانشهاى متعارف تبيين گردند ناچار گرفتار تراشيدگى براى گنجيدن در اين ميزان خواهند شد . تأويلهاى ناروا و تفسيرهاى به رأيى كه از ثمرات منفى تفسير علمى قرآن كريم بهشمار آمده بودند ، در اين صورت رخ خواهند نمود . با در نظر گرفتن تناظر و هم سطحى يافتههاى انسانى و دادههاى وحيانى ، اين مشكل كمتر رخ خواهد داد . « 2 » ناگفته پيدا است كه تمام اين شرايط در كنار شرايط عمومى است كه براى تفسير و مفسر بهصورت كلى الزامى است . آنچه در باب شرايط تفسير و مفسر الزامى است مفروض و مفروغ عنه است . با در نظر داشت اين شرايط و رعايت امورى كه گفته شد بهنظر نگارنده تفسير علمى به معناى سوم ، امرى است مقبول و مطلوب . اما آن را به عنوان يك روش تفسيرى كامل و مستقل نمىتوان در نظر گرفت ، بلكه يافتههاى علمى ، ابزارى است براى فهم بهتر معارف همارز و همسطح وحيانى . در اين بستر ، دادههاى ظنى وحيانى با يافتههاى قطعى انسانى قابل تأويل است ،
--> ( 1 ) . براى تفصيل بيشتر در باب اين معيار نك : صادق لاريجانى . معرفت دينى . ص 104 . ( 2 ) . براى تبيين روشنتر و تفصيل بيشتر در اين باب نك : نگارنده ، نگرههاى عمده در پيوند دين و فلسفه ، قم ، مركز جهانى علوم اسلامى ، 1381 ، فصل آخر .