بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
34
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
درك بهترى در پرتو آن قابل تحصيل است . از اين روى تفسير علمى به معناى سوم آن امرى است قابل قبول و حتا مخالفان تفسير علمى به معناى دوم يا احيانا معناى اول ، از اين قسم در تفسيرشان استفاده كردهاند . اما آنچه مهم است ، چارچوب و سازوكارى است كه براى چنين تفسيرى اتخاذ مىشود . از آنچه طرفداران رهيافت اعتدالى نسبت به تفسير علمى بيان كردند و همينطور نكات ديگرى كه در اين باب مىتوان عرضه داشت مىتوان چارچوبى را در نظر گرفت كه در آن مفسر مىتواند از يافتههاى انسانى در فهم دادههاى وحيانى يا اصطلاحا دانش تفسير بهره بگيرد . ولى روشن است كه اين بهكارگيرى نه به معناى اتخاذ آن به عنوان يك روش مفيد مستقل در تفسير قرآن است ، بلكه به معناى اينكه بهرهگيرى از آن در كنار ساير عوامل دخيل در فهم متون دينى و از جمله قرآن ، مىتواند مفسر را به درك دقيقتر از معارف وحيانى رهنمون گردد . 5 . سازوكار مقبوليت تفسير علمى 1 - 5 . خردگريز بودن برخى از آموزههاى دينى نگارنده در اين باب ، آنچه را جان لاك فيلسوف انگليسى قرن هفدهم در تقسيمبندى گزارههاى دينى به خردپذير ، خردگريز و خردستيز بيان كرده است ، « 1 » امرى مقبولى مىداند . در اين بستر ، مراد از « خرد » تمام معارفى
--> ( 1 ) . John Locke , An Essay Concerning Human Understanding , New York , American Library , 1974 , Book four , ch . xviii , pp . 424 - 7 . اين كتاب بهصورت تلخيص شده توسط پرينگل پتيسون با ترجمه مرحوم رضازاده شفق از سوى ناشران مختلف وارد بازار انديشه شده است . در سال 49 به نام تحقيق در فهم بشر توسط دهخدا و در سال 1380 انتشارات شفيعى با ويرايش جديد دوباره آن را با عنوان جستارى در فهم بشر منتشر كرده است . اما اين تلخيص در بسيارى از موارد تحليلهاى عميق جان لاك را حذف كرده كه نمونه آن همين مطلب مورد نظر است ، نكات سودمندى در اين باب در باب عقل و ايمان وارد شده . كه در متن ترجمه شده وجود ندارد .