بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه

33

قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )

باز هم علمى كه با جهت‌گيرى دينى تبيين ، تنسيق ، تنظيم و تحليل مىشود با علمى كه فارغ از اين دغدغه فراهم مىآيد ، تفاوت مىكند و همين براى دينى دانستن آن كافى است . بنابراين ، تفسير علمى به اين معنا كه بخشى از فرايند فراهم‌سازى علم دينى است تا حدى مقبول مىنمايد ؛ ولى بايد اعتراف كرد كه چارچوب توليد چنين علمى هنوز بيان نشده و آنچه در قالب تفسير علمى عرضه شده كم‌تر در اين معنا از تفسير علمى داخل است و بيش‌تر داخل در نوع دوم تفسير علمى مىگنجد . در باب تفسير علمى به معناى سوم مىتوان گفت اين معنا با شرايطى مقبول است و مىتوان در آن ، هم از آفات و آسيب‌هايى كه مخالفان ذكر كرده‌اند در امان ماند و هم به ثمراتى كه مخالفان اشاره داشته‌اند دست يافت . دانش تفسير از جمله دانش‌هايى است كه از علوم بسيارى تغذيه مىكند ، و درك درست از دانش‌هاى ديگر و به‌كارگيرى آن‌ها در معرفت دينى دخيل است . « 1 » در اين راستا ، اگر دخالت آن به نحو موجبه كليه را نپذيريم كه منطقا نيز قابل اثبات نيست ، به نحو ايجاب جزئى نامتعين ، « 2 » اين علوم در فهم دينى « 3 » و از جمله تفسير قرآن دخيل‌اند . مىتوان اثبات كرد كه

--> ( 1 ) . نظريه تكامل معرفت دينى كه در سال‌هاى پيشين در جامعه فكرى ما مطرح شد ، نفس پرداختن به آن امر مباركى بود . هرچند ادعاهايى كه توسط صاحبان آن مطرح شد قابل اثبات نبودند ، ولى طرح آن روزنى به روشنايى گشود و در نقدهاى متقابل ، فى الجمله ، اين نكته آشكار شد كه معارف متعارف بشرى در معرفت دينى دخالت دارند و عالم ين در تبيين معارف دينى ناگزير است به آن‌ها توجه كند . عدم دخالت به‌صورت موجبه كليه و دخالت به‌صورت موجبه كليه ، ادعايى است كه اثباتشان نه تنها ممكن نيست ، بلكه استحاله دارد . لذا علوم تجربى در كنار ساير معارف متعارف مىتوانند براى درك بهتر از وحى به عنوان بخشى از دين و البته مهم‌ترين بخش آن نقش داشته باشند . بخش ديگر از دين كه سنت باشد نيز مشمول همين حاكم است ، لكن به دليل آنكه نوشتار كنونى تفسير قرآن را منظور دارد سخنى از آن به ميان نياورديم . ( 2 ) . محمد فنايى اشكورى ، معرفت‌شناسى دينى ، تهران ، برگ ، 1374 ، ص 65 و ص 70 ، 75 ، 100 و . . . ( 3 ) . براى تفصيل بيش‌تر در اين نك : نگارنده ، درنگى بر دعاوى نظريه تكامل معرفت دينى ، مجله گفتمان نو ، س 3 ، ش 9 ( بهار 1385 ) ، ص 162 - 117 .