بنياد پژوهشهاى قرآنى حوزه و دانشگاه
17
قرآن و طب ( مجموعه مقالات ) ( فارسى )
تفسير علمى قرآن اندكى پررونق شد و به عنوان يكى از روشهاى بديل در حوزهى معرفت دينى و تفسير قرآن مطرح گرديد . در لابهلاى نوشتار برخى از زوايا آشكار خواهد شد كه طرفداران اين رهيافت ، عمدتا با پذيرش معيار تجربى و علمى به عنوان داور در پى جمع ميان علم و دين برآمدند . در اين راستا ، اگر به موردى برخوردند كه طبق معيارهاى علمى توجيه نمىپذيرفت تلاش آنها بر توجيه مورد مذكور متمركز شد و در موارد بسيار ، يا معارف وحيانى را بر يافتههاى تجربى انسانى تطبيق و حمل كردند و يا به تأويل روى آوردند . بنابراين در نگاه كلانتر ، تفسير علمى قرآن در بستر معارضهطلبى علم جديد به قصد دفاع از آموزههاى دينى و دادههاى وحيانى قابل تفسير است . از آنجا كه شديدترين نزاعها در باب رابطه علم و دين و اتخاذ رهيافتهاى متفاوت براى تفسير متون دينى در سنت عقلى مغربزمين رخ داده ، بهتر است اندكى به آن پرداخته شود تا درك بهترى از موضوع نوشتار كنونى فراهم آيد . سيطره علوم تجربى و رهيافتهاى متفاوت در تفسير متون دينى در مغربزمين با گسترش علوم نوين و آشكار شدن تعارض يا تفاوت ميان علم و دين ، رهيافتهاى متفاوتى اتخاذ شد . برخى علم و دين را در تعارض ، غير قابل جمع قرار دادند و در پى آن عدهى فتوا به تقدم علم بر دين يا يافتههاى انسانى بر دادههاى وحيانى دادند . اعتقاد اين گروه اين بود كه هرآنچه با معيارهاى علمى و روش مقبول علم تحصيل يا توجيه نگردد ، قابل قبول نيست . برخى همانند تكاملگرايان فرهنگى بر آن شدند كه دادههاى وحيانى و آموزههاى دينى مربوط به دوران كودكى فكر بشر