احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )

998

دائرة المعارف گياه درمانى ايران

آخر هفته‌ى اول در سينه و شكم بيمار لكه‌هايى به بزرگى عدس و به رنگ و بزرگى گل سرخ ظاهر مىشود . اين لكه‌ها در نتيجه‌ى نشستن ميكروب‌ها از راه خون در ميان لنف‌ها و جهاز هاضمه مىباشند و در خون تعداد گلبول‌هاى سفيد كم گشته و عده‌ى ( لوكوسيت‌هاى نتروفيل ) در خون نقصان مىيابند . اگر بيمار هذيان بگويد و با خود حرف‌هاى بدون اساس بزند و دچار اختلالات شود ، علت آن ، افزايش تعداد ميكروب‌ها در خون است . در چنين حالتى ضربان نبض و درجه‌ى حرارت بدن كمتر مىشود ، يعنى تب در داخل است ، داخل معده بسيار گرم و ناراحت‌كننده است و در تجزيه‌ى ادرار ، نتيجه‌ى مثبت است و ادرار غالبا زلال مشاهده مىشود ، در آخر هفته به وسيله‌ى حالاتى كه به بيمار رخ مىدهد از قبيل : ضخامت طحال ، بالا رفتن تب و كم شدن تعداد ضربان نبض نسبت به درجه‌ى حرارت ، خوب مىتوان تب را تشخيص داد ، وجود باسيل‌هاى ابرت در خون ، سبب تشخيص حتمى و قطعى خواهند بود . دوره‌ى شدت بيمارى ، از روز هفت و هشت شروع شده و تا روز چهاردهم ادامه مىيابد ، به ندرت اتفاق مىافتد كه چهارده روز زيادتر شود . چون شب چهاردهم شب عرق كردن و رو به بهبودى گذاردن است ، كه حال بيمار روز به روز بهتر شده و رو به سلامتى و بهبودى خواهد گذاشت . در اين دوره ، يعنى دوره‌ى شدت بيمارى ( از روز هفت تا چهاردهم ) تب شب شديد ، دايمى و حالات مخصوص در بيمار ، حاصل مىشود . نگاه او مبهم و فاقد قواى فكرى شده ، لب‌هاى بيمار مىلرزد و هذيان مىگويد . گاهى در اثر شدت حرارت داخلى به سر او مىزند كه از بستر بيمارى و تختخواب حركت كرده و مىخواهد از محل استراحت خارج شود . در چنين حالاتى لب بيمار خشك ، دهان عفونى و بدبو و حرارت از تمام بدن او خارج مىشود . جهاز هاضمه از حال طبيعى خارج و منحرف شده ، زبان كلفت و باردار و در اثر مخاطهايى كه بر روى آن جمع گشته ، خشك شده و قدرى مايل به سياهى مىگردد و كناره‌هاى زبان و نوك آن قرمز نشان مىدهد . موقعى كه بيمار مىخواهد زبان خود را از دهان خارج سازد ، مىلرزد و غالبا به تشنگى شديد مبتلا مىباشد و در سينه آثار برونشيت ظاهر مىشود . مدفوع بيمار مايل به رنگ زرد و مايع بوده ، بىنهايت متعفن است و روزى هشت تا پانزده مرتبه ممكن است معده اجابت كند ، شكم بيمار ورم كرده و موقع اجابت ، احساس فشار مىكند و هنگام فشار قروقر توليد مىشود ، ادرار بيمار غالبا داراى آلبومين مىباشد . هرگاه در اين روزهاى هفت تا چهارده ، تعداد ضربان نبض بالا رود دليل آن ظهور اين اختلالات است . در روزهاى شروع به بهبودى موهاى سر بيمار به كلى مىريزد و مجددا به مرور مىرويد . پس از شروع به بهبودى اشتهاى بيمار بسيار زياد مىشود ولى بايد از خوردن غذاهاى سنگين و ديرهضم خوددارى شود . اسهال كم‌كم رو به نقصان مىگذارد و ساعت به ساعت حال بيمار بهتر مىشود . به نظر مىرسد روده‌ها در حال بيمارى ، كوتاه شده بعدا به حال اوليه برمىگردد ، گاهى گوش‌ها هم كر مىشود ، در هفته‌ى اول در اثر اختلالات معده ، ممكن است بيمار حصبه‌اى مبتلا به ذات الريه هم بشود . اگر از عفونت معده جلوگيرى به عمل نيايد ، در هفته‌ى دوم ممكن است به سوراخ شدن امعاء و روده‌ها مبتلا شود و گاهى در اثر شدت عفونت بيمارى قلبى حاصل مىشود ، اين حال را از خارج مىتوان تشخيص داد . از روز 7 تا 14 حتى تا 21 ممكن است گاهى يا متواليا همراه با مدفوع بيمار ، خون سياهى هم خارج شود و پس از خروج آن ، درجه‌ى حرارت بدن سقوط كرده و به درجه‌ى طبيعى مىرسد . سكسكه و نفخ فوق العاده در شكم به وجود مىآيد . حالاتى كه به بيمار دست مىدهد عبارت‌اند از : التهاب حلق ، التهاب استخوان‌ها ، التهاب عمودى ستون فقرات ، التهاب سحايا ، التهاب عبور فقرى ، برآمدگى كليه ، جراحات جلدى ، ذات الجنب و عفونت و خشكى