احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
817
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
نقاط زخم شده ، همچنين در نواحى چيندار از بدن شدت خارش ممكن است خيلى زياد باشد . پسوريازيس حتى ممكن است باعث نقطهنقطه شدن سطح ناخنها شبيه سطح انگشتانهى خياطى شود . علاوه بر آن پسوريازيس ممكن است باعث ضخيم شدن صفحهى ناخنها ، تغيير رنگ ، تغيير شكل و باعث شكنندگى و جدا شدن ناخنها از بستر خود شود . در هر حال نقطهنقطه شدن مشخص ناخنها قويا دلالت بر پسوريازيس دارد . پسوريازيس ممكن است با آرتريت يا بيمارى مفصلى همراه باشد كه مشخصات آن مشابه و نزديك به بيمارى مفصلى شبه روماتيسمى است . در اين بيمارى هر مفصلى ممكن است گرفتار شود اما بيشتر و بهطور اصلى مفاصل انگشتان دست و ستون فقرات در ناحيهى كمر مبتلا مىشوند . بر خلاف آرتريت روماتوئيد در پسوريازيس مفاصل بين انگشتى انتهايى گرفتار مىشوند و تقريبا هميشه تغييرات ناخن در اين انگشتان ديده مىشود . عوامل شناخته شدهاى كه در توليد پسوريازيس مىتوانند مؤثر باشند ، عبارتند از : وراثت ، عفونت ، تحريك يا صدمه به موضع ، استرس ، هورمونها ، داروها و آب و هوا كه اين نوع عوامل به نام عوامل مساعدكننده خوانده مىشوند . پسوريازيس يك بيمارى التهابى حاد و يا مزمن پوست است كه بروز آن بر پايهى استعداد ژنتيكى يا ارثى قرار دارد . عامل ديگر كه ممكن است در شروع پسوريازيس اثر داشته باشد عفونت است . عفونت لوزه استرپتوكوكى علت برانگيزانندهى 50 % از موارد حاد پسوريازيس با طرح قطرهاى منتشر در بدن كودكان و جوانان است . در بيماران مبتلا به پسوريازيس مزمن ممكن است عفونت استرپتوكوكى در قسمت فوقانى دستگاه تنفس موجب تشديد بيمارى شود . فاصلهى زمانى بين وجود عفونت استرپتوكوكى در قسمت فوقانى دستگاه تنفس و شروع پسوريازيس يا تشديد آن 10 - 14 روز است . پسوريازيس در محل زخمها ، محل صدمات ، محل واكسيناسيون و در محل ساير آزارهاى پوستى ايجاد مىشود . اگرچه ضايعات پسوريازيس در هر محلى مىتوانند ظاهر شوند ولى در شكل معمولى آن بيشتر در سطوح خارجى اندامها مثل آرنجها ، زانوها ، سر و ناحيهى خاجى - كمرى و بهطور كلى در محلهايى كه تحت ضربات گوناگون قرار دارند ايجاد مىشوند . در مورد پسوريازيس در پوست سر احتمالا آزارهاى پوستى ناشى از شانه زدن يا برس زدن مىتواند عامل مستعدكننده براى بروز آن باشد . نور خورشيد روى پسوريازيس تأثير خوبى دارد ، شايد به دليل تأثير نور خورشيد است كه بسيارى از بيماران در تابستان وضعيت بيمارىشان بهتر و در زمستان بدتر مىشود . بنابراين محروم شدن از نور خورشيد مىتواند در توليد و شدت اين بيمارى نقش داشته باشد . بهطور كلى پسوريازيس برحسب فصول مختلف شدت و ضعف نشان مىدهد . بيشتر بيماران در ماههاى تابستان بهبودى مىيابند . مبتلايان پسوريازيس با داشتن ضايعات خفيف غالبا با رفتن به نواحى گرمسيرى يا نيمه گرمسيرى تا زمانى كه به محل اصلى زندگى خود كه بدون آفتاب است بازگردند كاملا عارى از ضايعه مىشوند . ذكر اين مطلب نيز لازم است : بيمارانى كه داراى پسوريازيس منتشر هستند به علت وسعت ضايعات اگر در معرض گرما و رطوبت زياد قرار گيرند احتمال دارد در نتيجهى تعريق و ليچافتادگى ، پوست بدتر شود . به نظر مىرسد كه آب و هواى صحرايى يا خارج از شهرها در بهبودى پسوريازيس مؤثر و مطلوب باشد . برعكس آب و هواى مرطوب و بدون آفتاب بر شدت بيمارى مىافزايد . استرس يا فشارهاى عصبى بدون شك روى جريان پسوريازيس مؤثر است ، زيرا