احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
718
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
گرسنه يا خسته يا وحشتزده و يا بيمار است ، يا مشكلى دارد گريه مىكند ، ولى در كودكستان گريهى كودكان بيشتر جنبهى اجتماعى دارد . وقتى كه كودك بيمناك باشد كه كودك بزرگترى قصد ربودن اسباببازى او را دارد ، يا او را آزار مىدهد گريه مىكند . گريه در مواقع ناراحتى كاملا طبيعى است ولى بايد توجه داشت كه گريهاى بيش از اندازه و بهخصوص در مواقع غير ضرورى در روحيهى كودك و محيط خانواده داراى اثرات نامطلوبى است . در هيجانات عصبى و گريه زياد ، اگر طفل پسر باشد ، دچار تناس ( قر ) مىشود و نيز در رشد و تكامل كودك اثر سوء مىگذارد و اثر سوء آن در ناسازگارى كودك با محيط مشاهده مىشود . به تجربه رسيده است كه كودك آرام بهطور قطع بيشتر از كودكى كه دائما گريه مىكند مورد لطف و محبت پدر و مادر و ديگران قرار مىگيرد . صداى غير مشخص اطفال در ماههاى اول زندگى ، علاوه بر گريه ، صداهاى نامشخص ديگرى هم از طفل شنيده مىشود . نوزاد اين صداها را نياموخته است بلكه به خودى خود آنها را ظاهر مىسازد . اين صداها جنبهى عموميت دارد و در ميان نوزادان تمام اقوام و ملل و نژادها وجود خواهد داشت و حتى كودكان كرولال نيز چنين صداهاى غير مشخصى را ادا مىكنند . كودك براى ايجاد اين صداها نيازى به سنجش و عمد ندارد ، بعضى از اين صداها به دنبال لذت و خوشى و بعضى ديگر به همراه ناراحتى و نگرانى شنيده مىشود ، چون اين صداها براى كودك اهميت و معنى خاصى ندارد ، لذا مىتوان گفت كه آن در نظر كودك يك نوع تفريح و بازى محسوب مىشود ، معمولا كودك اغلب هنگامى كه تنهاست و افراد ديگرى در كنار او حضور ندارند كه او را مشغول سازند به ايجاد نوعى از اين صداها مىپردازد . شنيدن اين صداى كودك براى خود وى لذتبخش است و به همين جهت است كه اغلب با شنيدن صداى خود تبسم مىكند و گاهى نيز مىخندد ، كرها نيز در ابتدا مانند كودكان سالم شروع به ايجاد اينگونه صداها مىكنند ، ولى چون صداى خود را نمىشنوند تا از آن محفوظ شوند ، پس از چندى دست از ايجاد صدا برمىدارند ، ناگفته نماند كه اين شيوه كمتر از آن دو روش ديگر به منظور تفهيم و تفهم به كار مىرود . اشاره : در آغاز ، كودك به موازات اشاره صداهايى نيز ايجاد مىكند و مىخواهد با كمك اين دو منظور خود را بر ديگران آشكار سازد . ولى رفتهرفته پى مىبرد كه تنها با اشاره نيز مىتواند منظور خود را آشكار سازد . اما اگر اشارهى وى فهميده نشود وى از گريه براى فهماندن غرض خود كمك مىطلبد . به اين ترتيب مىبينيم كه اشاره مانند گريه بيشتر جنبهى تفهيم و تفهم دارد ، هريك از اشارات و حركات طفل داراى معنى خاصى است . مثلا دور كردن دهان از قاشق و يا بيرون ريختن غذا از دهان به علامت سير بودن است و يا آن غذا باب ميل او نيست ، وقتى كودك لبخند مىزند و دستهاى خود را بالا مىگيرد مىخواهد او را از زمين بردارند . اغلب اشارات كودكان را با مختصرى بذل توجه و صرف وقت مىتوان فهميد . كودك اشارات را جايگزين سخن گفتن مىداند كه به وسيلهى آن منظور خود را بفهماند ولى هنگامى كه كودك كمكم زبان بگشايد ، از احتياجاتش به حركات و اشارات كاسته مىشود . هيضهى اطفال اگر اطفال هيضه مىشوند ، مادران با يك تدبير آسان و ارزان مىتوانند در دفع آن كوشش كرده و مرض را رفع كنند . در مرحلهى اول هستهى هلو را بسوزانند و مغز آن را از پوست خارج كرده ، بسايند و آن را بر دل و ناف و كمر طفل كاملا بمالند همچنين مىتوانند از