احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
211
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
روى ملتحمهى چشم « 1 » ظاهر مىشوند . در بعضى موارد اين نقطههاى تيره از زمان تولد وجود دارند و گاهى اوقات نيز ممكن است در اثر بالا رفتن سن و پيرى ايجاد شوند . غالبا وجود اين نوع نقطههاى تيره اهميتى ندارند ولى در هر حال اگر رشد كنند و بزرگ شوند بايد به وسيلهى چشم پزشكان متخصص مورد بررسى قرار گيرد تا از عدم ابتلا به سرطان اطمينان حاصل شود . مگسك چشم درصورتىكه دچار مگسك چشم شدهايد براى درمان آن توصيه مىشود كه هر روز مقدارى از قسمت سفيد ريشهى كنگر را بخوريد . شبكورى اگر دچار شبكورى گشتهايد ، ( يعنى شبها قدرت ديد ضعيفتر از روز مىشود ) بايد از خوردن شش گوسفند يا گاو همچنين از خوردن غذاهاى غليظ و يا سرخ كرده و پرخورى هنگام شب پرهيز كنيد . از خوراكىهاى مفيد بيشتر استفاده كنيد . مانند : ويتامين A ، زردآلو ، گوجهفرنگى خام ، آب شلغم پخته ، آب شلغم خام ، آب يونجه ، آب هويج ، كاهو ، كلم ، پياز ، اسفناج ، كنگر ، قارچ ، خرما ، عدس ، زرده تخممرغ ، جگر ، روغن ماهى ، روغن كبد ماهى ، لبنيات ، باديان ، پسته وحشى ، آويشن شيرازى . همچنين مىتوانيد با غذاهاى روزانه انجدان يا آويشن شيرازى يا كاكوتى يا خردل يا انغوزه استفاده كنيد . و به عنوان درمان هر روز باديان ، بابونهى شيرازى ، شويد ، سداب و مرزنجوش را مخلوط بجوشانيد بعد آب آن را صاف و سر و صورت مخصوصا اطراف چشمها را بشوييد . * شش گوسفند را بدون نمك و ادويه بپزيد و آبش را مانند سورمه به چشم بكشيد و خود شش پخته شده را در دهان بگيريد و با جويدن به مرور آب آن را بخوريد و تفالهى آن را از دهان بيرون اندازيد . درصورتىكه بهبودى حاصل نشد روز بعد همين عمل را با جگر سياه انجام دهيد و سه روز در ميان اين كار را تكرار كنيد . * هر شب قلب گوسفند را كباب كرده و هنگام كباب آبى را كه از آن مىچكد در چشم بكشيد . * هر شب خون تازهى بال كبوتر را در چشم بكشيد . * هر شب آب مرزهى تازه را بگيريد و در چشم بكشيد . * هر شب زهره كبوتر را خشك كنيد و بسيار نرم بساييد بعد مانند سورمه در چشم بكشيد . * زنجبيل را نرم بساييد بعد الك كنيد . هنگامى كه به صورت غبار درآمد هنگام خواب به چشم بكشيد . * جگر سياه را روى آتش بيندازيد و پتويى بر سر خود بكشيد و چشم خود را باز نگهداريد تا دود آن به چشم برود و هر روز چند مرتبه اين كار را انجام دهيد . * قدرى حنا روى جگر سياه گوسفند بپاشيد و روى آتش يا روى ريگهاى تنور نانوايى سنگكى بپزيد تا كف كند و آن كف را گرفته و به وسيلهى ميله سورمهدان در چشم بكشيد . * گل نرگس را بسيار نرم بساييد و هنگام خواب مانند سرمه در چشم بكشيد . * سر كبوتر را بسوزانيد و خاكسترش را هر شب به چشم بكشيد . * شبها پوست نازك جگر گوسفند يا پوست جگر ماهى را پشت چشم بگذاريد و روى آن را ببنديد و بخوابيد . * جگر سياه گوسفند را روى آتش يا ريگهاى مغازهى نانوايى سنگكى انداخته تا پخته شود بعد قدرى حنا روى آن بپاشيد تا كف كند سپس كف را گرفته و با ميلهى سرمهدان شبها در چشم بكشيد .
--> ( 1 ) . Conjunctive