احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )
182
دائرة المعارف گياه درمانى ايران
سينوسها خواهد شد . به عنوان درمان مىتوانيد با نشاسته ، شكر ، تخم خشخاش و ماءالشعير يا جو پوست كنده حريره بپزيد و ميل كنيد . با مخلوط برگ كاهو ، برگ خطمى ، كدو و گل بنفشه سر را بشوييد . اگر سده يا مادهى بيمارىزا تمام شد مىتوانيد از تبخير سندروس نيز استفاده كنيد . زكام يا گريپ از سينهدرد و نزله : به عنوان درمان 50 گرم پوست خشخاش را در يك ليتر آب بجوشانيد . آب آن را صاف كرده و با شكر مخلوط كنيد مجددا بجوشانيد تا قوام آيد . روزى سه بار هربار كمى از آن را بخوريد . هر صبح ، ظهر و شب هربار يك استكان آب ريحان تازه را در يك ليوان شير مخلوط كنيد و بنوشيد و چند مرتبه در روز با آب جوشاندهى عدس و لعاب نشاسته غرغره كنيد . زكام يا گريپ هنگام مالاريا : هنگام درمان بايد پوست گنهگنه ، پوست بيد ، ريشهى كاسنى ، ريشهى شيرينبيان ، كلمبو و جنطياناى رومى از هركدام 1 مثقال در ظرفى بريزيد و تا يك بند انگشت بالاتر از داروها روى آن آب بريزيد و بجوشانيد . بعد با پارچهاى تميز و با فشار ، آب آن را صاف كنيد بعد 3 قسمت كرده و هر قسمت را يك روز صبح ناشتا بنوشيد . صبح روز سوم پس از مصرف دارو برگ چغندر ، گشنيز ، برنج و عدس را بپزيد آن را با 250 گرم آبغوره مخلوط كنيد و بخوريد . * جو و عدس را با چند عدد عناب نيمكوب شده ، بجوشانيد . آب آن را صاف كرده و روى مقدارى اسپرزه بريزيد و در جاى خنك نگهداريد . هر روز صبح ناشتا مقدارى از آب آن را بنوشيد ( ولى دانههاى اسپرزه را نخوريد ) . پس از اينكه آب آن نوشيده شد اسپرزهها را هم زده و باز در جاى خنك بگذاريد . تا لعاب بيشترى ايجاد كند . پس از نوشيدن و تمام شدن آبها ، اسپرزهها را دور بريزيد . * شاهتره ، خرخاسك ، ريشه كاسنى ، گل خطمى و پوست بيد از هركدام 25 گرم مخلوط و بجوشانيد . آب صاف كردهى آن را بنوشيد و مقدارى از آن آب را نيز تنقيه كنيد . * شش را با عدس بپزيد و پس از پخته شدن مقدارى جو پوست كنده و پخته شده را در آن بريزيد و مانند دم كردن برنج ، آن را دم كنيد و پس از دم كشيدن بخوريد . * هر روز صبح ناشتا مقدارى ثعلب و صمغ عربى را نرم بساييد و در يك ليوان شير جوشيده بريزيد سپس آن را شيرين كرده و بنوشيد . * برگ كاسنى تازه را چرخ يا خرد كنيد . با فشار ، آب آن را بگيريد و يك ليوان از آن آب را بنوشيد . اين كار را چهل روز ادامه دهيد . سرگيجه اصطلاح سرگيجه به حالتى اطلاق مىشود كه بيمار احساس مىكند كه اشياء به دور او مىچرخند و بالعكس چشمش سياهى مىرود . گاهى بيمار جهتيابى خود در رابطه با اشياء را از دست مىدهد . سرگيجه اكثرا در بيمارىهاى لابيرنت گوشى ، شاخهى دهليزى ، عصب هشتم يا هستهى مركزى اين عصب يا ارتباطات آن ديده مىشود . شايعترين علل سرگيجه ، مىنيير ( منيير ) است . لابيرن تيپ حاد و آسيبهاى عضوى ، مغزى ، حالات امتلايى و فشار خون و بسيارى از عوامل ديگر مىتوانند عامل سرگيجه باشند مانند كم شدن ناگهانى فشار خون و قند خون و غيره . اگر سرگيجه بهطور ناگهانى ايجاد شده باشد ، علت آن مىتواند سرگيجه مركزى ( ورم لابيرنت گوش داخلى ) و اختلالات عروق گوش داخلى آن باشد . اگر سرگيجه بهطور مزمن و كهنه ولى زودگذر باشد ، بايد توجه نمود كه علائم گوشى در بيمار وجود دارد يا خير ، اگر وجود داشته باشد استوئيت ماستوئيديت يا بيمارى منيير يا نورينوم اكوستيك ممكن است بوده