احمد حاجى شريف ( عطار اصفهانى )

118

دائرة المعارف گياه درمانى ايران

باشد . در حملات لوب اكسيپيتال ( قسمت پس سرى مغز ) بيمار ممكن است در يك نيمه ميدان بينايىاش نورهاى درخشان و چشمك‌زنى را ببيند . اين حملات معمولا فقط چند ثانيه طول مىكشد . حملات پارسيل پيچيده و مركب : اين حملات واقعا مراحل بعدى حملات پارسيل ساده هستند و به همين خاطر از اصطلاح پيچيده و مركب در توصيف آن استفاده مىشود . در چنين مواردى قسمت بزرگترى از مغز درگير اين حملات مىشود و به قسمت‌هاى ديگرى از مغز انتشار مىيابد ، به‌طورى كه بيمار ديگر از محيط اطرافش خبرى نخواهد داشت ( يعنى بيهوش مىشود ) . انتشار حملات مىتواند بقدرى سريع اتفاق بيفتد كه بيمار حملات پارسيل ساده را تجربه نكند و يا اينكه آن‌قدر آهسته باشد كه بيمار حملات پارسيل ساده را احساس كند . براى مثال احساس يك مزه ناخوشايند يا مشاهده نورهاى درخشان از چند ثانيه تا چند دقيقه را قبل از بيهوش شدن داشته باشد . در طى حملات پارسيل پيچيده و مركب انجام حركات عجيب يا نامناسب توسط فرد مبتلا به صرع كاملا شايع مىباشد ( اين وضعيت را اصطلاحا اتوماتيسم يا حركات غير ارادى مىنامند ) . براى مثال بيمار ممكن است شروع به گشتن چيزى در لباس‌هايش كند و يا اينكه بىخودى شروع به جويدن نمايد . گاهى اوقات حركات بيماران در طى اين حملات هماهنگ است و مىتواند حتى نوعى از دويدن ، رقصيدن ، درآوردن لباس‌ها و يا گفتن حرف‌هاى بىربط باشد . اين حملات معمولا فقط چند دقيقه طول مىكشند اما گاهى اوقات مدت زمان بيشترى به طول مىانجامد . در طى چنين حملاتى بيمار اصلا از كارهايى كه انجام مىدهد آگاهى ندارد . حملات ژنراليزه ثانويه : اين حملات بر اثر انتشار به هر دو نيمكره مغز رخ مىدهند . انتشار حملات مىتواند آن‌قدر آهسته رخ دهد كه بيمار متوجه شود كه تا چند دقيقه ديگر احتمال وقوع تشنج وجود دارد و يا اينكه بقدرى سريع رخ بدهد كه بدون اينكه چيزى بفهمد دچار حمله و بيهوشى شود . هشدارى كه قبل از تشنج و بيهوش شدن ، بيمار متوجه آن مىشود را اصطلاحا او را « 1 » مىنامند . در حملات ژنراليزه ثانويه اغلب بدن بيمار سفت مىشود كه اصطلاحا به آن مرحله تونيك « 2 » گفته مىشود و ممكن است يك فرياد هم بكشد . بيمار سپس به روى زمين افتاده و ممكن است صورتش كبود شده و دست‌ها و پاهايش به‌طور ريتميك و مرتب حركات پرشى كند كه به اين وضعيت اصطلاحا مرحله كلونيك « 3 » گفته مىشود ، در چنين مواقعى بيمار صداى خرخر كرده و ممكن است از دهانش كف بيرون بيايد . در طى حمله ، بيمار ممكن است زبان خود را گاز بگيرد و يا اينكه ادرار كرده و خود را خيس كند . حمله معمولا فقط چند دقيقه طول مىكشد و بعد از آن بيمار اغلب گيج مىباشد و ممكن است نداند كه در كجا است و اغلب نيز بعد از حمله به خواب مىرود . اثرات بعد از حمله به مدت چند دقيقه تا چند ساعت طول مىكشد . اين حمله را كه اصطلاحا به آن حمله صرع بزرگ يا گراندمال « 4 » گفته مىشد امروزه به اسم حمله تونيك - كلونيك معروف مىباشد كه بعضى از اوقات به آن تشنج نيز گفته مىشود . حملات ژنراليزه حملات ژنراليزه حملاتى هستند كه در يك زمان و در هر دو نيمكره مغزى شروع مىشوند . در چنين حملاتى هيچ هشدار قبلى وجود ندارد و بيمار سريعا هوشيارى خود را از دست مىدهد . اغلب اين حملات ( تونيك - كلونيك ) هستند اما مىتواند فقط يك حمله ، كلونيك ( بدون مرحله سفت شدن بدن ) باشد و يا

--> ( 1 ) . aura ( 2 ) . Tonic ( 3 ) . Clonic ( 4 ) . grand mal