حسن حسن زاده آملى
68
طب و طبيب و تشريح ( فارسى )
را بداند و بفهمد . به گفته رسا و شيواى عارف بزرگوار : « مجدود بن آدم سنائى غزنوى » . غازيان طفل خويش را پيوست * تيغ چوبين از آن دهند بدست تا چو آن طفل مرد كار شود * تيغ چوبينش ذو الفقار شود مرحوم مولى اسماعيل سبزوارى در كتاب ارزشمندش « مجمع النورين » معروف به « حيوان سبزوارى » فرمايد : « ديدم كه مير غضب پسر خود را سفارش مىكرد و مىگفت برو به سلاخخانه كله گوسفند بسيار است ، چشم كله گوسفند را بكن و مشق كن تا ماهر و استادى شوى ، اگر وقتى پادشاه حكم كند كه چشم كسى را بكن ، به زودى فارغش كنى و خودت را معطّل نكنى » « 1 » . [ دكارت تشريح مىكرد ] در بيوگرافى رنه دكارت فرانسوى ( rene descartes ) آمده است كه روزى يكى از دوستانش بديدارش رفته بود ، دكارت با كارد و دستى خونآلود درب خانه را به روى دوست بگشود ، دوست گفت اين چه حالت است ؟ گفت به مطالعه مشغولم ، ديد دكارت در حياط پشت خانه به تشريح گوسالهاى سرگرم بود . و لكن تشريح حيوان نمودى از معرفت تشريح انسان است ، زيراكه اعضاء حيوانات بحسب اختلاف نفوسشان و بحسب آنچه در تعيّش محتاج بدانند مختلف مىباشد براى اينكه اعضاء آلات نفوس در ظهور و صدور افاعيل آنهايند ، لذا به هريك از حيوانات به حسب حاجت و ضرورت ، اعضائى مختلف در عدد و مقدار و هيأت و شكل و اوضاع داده شده است . بلكه سخن در تشريح فراتر از آنست كه گفته آمد ، و به عبارت مرحوم
--> ( 1 ) - كتاب حيوان سبزوارى ، ط 1 ، چاپ سنگى رحلى - ص 367 .