حسن حسن زاده آملى
46
طب و طبيب و تشريح ( فارسى )
بسيار شايسته است كه به گونه نمونه برخى از گفتار سودمندشان را به مناسبت موضوع رساله در پيرامون تشريح ، نقل كنيم : [ معنى تشريح در لغت ] « تشريح در لغت به معنى اظهار و كشف و تبيين شيئى است ، و به اصطلاح عبارت از علمى است كه شناخته مىشود به آن حقيقت اعضاء از روى كميّت و كيفيّت و وضع - يعنى تعداد و صور اشكال و موقع و نسبت آنها با هم از قرب و بعد و مشاركت و محاذات و غيرها . [ فائده تشريح ] و فائده علم تشريح بيّن و بديهى است كه طبيب محتاج بدانست كه تا او را معرفت كما ينبغى حاصل نگردد بحث او از عوارض ذاتيه آنكه موضوع آنست آسان نخواهد بود . [ بايد طبيب مواضع اعضاء را بشناسد ] و انتفاع طبيب به اين فن از جهت عمل اينكه بشناسد مواضع اعضاء را تا آنكه تواند ادويه موضعيّه را هريك به جاى لايق خود وضع نمايد تا آنكه به زودى أثر ادويه به عضو مأوف مخصوص برسد و نفع آن به اسرع زمانى ظاهر گردد و خطا و خطر واقع نشود . و ديگر اينكه بشناسد مبادى شعب اعصاب و عروق و مفاصل و استخوانها را تا آنكه تواند ادويه را بر مبادى آنها استعمال نمايد تا انتفاع آنها به زودى ظاهر گردد كه چون مبادى اصلاح يافتند بواقى كه فروع آنند بالتبع اصلاح مىيابند . و ديگر اينكه بشناسد هيأت اعضاى مفاصل را كه اگر از جاى خود بدر روند بجاى خود تواند آورد ، و هر آفتى كه به هريك برسد به حدّ لايق آن تواند اصلاح نمود . و ديگر اينكه بشناسد اوضاع اعضاء و مواضع آنها را بعضى نسبت به بعضى تا آنكه در هنگام عمل آفتى به اعضاء ديگر مانند الياف و عضلات و