السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )

طب الرضا ( ع ) 3

طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )

بزرگ ( رئيس دين زرتشت ) و امثال آنها را جمع كند ، بلكه اين مجلس علمى را از سلسله فلاسفه ، و عالم بعلم پزشكى تشكيل مىداد ، تا آنها در آن مجالس درباره مزاجهاى مختلف انسانها ، و طب ابدان بحث كنند و حاضرين در اين مجلس عبارت بودند از : 1 - مامون خليفه 2 - حضرت امام رضا ( ع ) نايب خليفه 3 - يوحنا فرزند مالويه ، طبيب معروف آن زمان ، 4 - جبرئيل فرزند بختيشوع ، پزشك نصرانى 5 - صالح فرزند سلهمه هندى ، فيلسوف و عده ديگرى از صاحبان علوم فلسفه نظرى و كلام . در اين مجلس درباره علم پزشكى ، و آنچه كه سلامتى و قوام بدن انسان بسته به آنست بحث مىكردند اين بحثها مامون و ساير حاضرين در جلسه را مشغول كرده بود ، باز هم حاضرين درباره اين مسائل بحث كردند كه خداوند اين جسد آدمى را چگونه و با چه حكمتى تركيب داده و چه عناصر متضادى از طبائع چهارگانه سوداء صفرا ، بلغم ، خون در آن جسد قرار داده ، همچنين درباره نفع و ضرر غذاها به بدن آدمى بحث مىكردند در اين ميان حضرت امام رضا ( ع ) ساكت بود و سخنى نمىگفت . لذا مامون رو به حضرت گفت : اى ابو الحسن نظر تو درباره مسائلى كه در اين جلسه مطرح شده چيست ؟ حضرت پاسخ داد ، در نزد من درباره علم طب و ابدان چيزهائى هست كه من شخصا درباره آنها تجربه كرده‌ام و درستى آنها را به وسيله آزمايشها بمرور زمان دريافته‌ام ، ضمنا به اطلاعاتى كه گذشتگان ، ما در اين‌باره داشته‌اند آگاهم ( چون دانستن همه اينها براى هر انسانى لازم است . و در جهل آنها عذر كسى مسموع نيست . من اين مسائل را با معلومات خود براى تو جمع‌آورى مىكنم تا هنگام نياز از آنها استفاده كنى . پس از خاتمه آن جلسه مامون ناچار به مسافرت به شهر بلخ شد ، و از حضرت خواست بعد هم مامون از شهر بلخ نامه‌اى