السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 102
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
خانواده تو كسى را در آنجا زنده نمىگذارند و اگر در جنگ موفق شوى كينه آنها نسبت به تو زيادتر مىشود اگرچه در زمان حياتت از آنها ايمن مىمانى ولى بازماندگان تو پس از مرگ تو از خشم آنان ايمن نمىباشند . پس عيسى بفرات گفت : واى بر تو ، امير المؤمنين كوفه را رها نمىسازد منهم نمىتوانم خانوادهام را از آنجا بيرون بياورم . فرات گفت : انجام اين كار در دست تو است . زيرا اگر در جنگ موفق شوى خليفه آنجا را ترك نمىكند ، ولى اگر موفق نشدى خليفه در آنجا نمىماند و از آنجا فرار مىكند حتى علاوه بر فاميل و خانواده تو خانواده خود را هم ترك مىكند . موسى طبيب اضافه مىكند كه عيسى برحسب گفته ( فرات طبيب ) خواست خانواده خود را از كوفه منتقل كند ، ولى منصور اجازه نداد وقتىكه عيسى پيروز شد و بكوفه برگشت و ابراهيم بن عبد إله را كشت منصور به شهر ( دار السلام ) منتقل شد ، فرات هم بعيسى گفت : تو هم با منصور به همان شهرى برو كه منصور احداث كرده ولى منصور به او فهماند كه نمىتواند اين كار را بكند چون بايد او در كوفه جانشين منصور باشد . عيسى جريان را بفرات گفت : فرات گفت : منصور مىخواهد ولايتعهدى ترا از بين ببرد ، زيرا او مىخواهد تو در خراسان ميان شيعيان خود نمانى در كوفه ميان دشمنانت بمانى . تو محمد بن عبد إله را كشتى به خدا با اين كار قتل خود را هم امضاء كردى محال است كه منصور ترا والى خراسان كند بعد از اين كارهائى كه تو كردى پس بهتر است ولايت خود را به اين دو جزيره و يا شام انتقال دهى و در آنجا اقامت كنى . عيسى به او گفت : آيا ولايت كوفه را براى من بد مىدانى درصورتىكه اهل آنجا از شيعيان بنى هاشم هستند ولى مىخواهى من وليعهد دو جزيره يا شام شوم كه اهل آنجا از پيروان بنى اميه هستند ؟ فرات