السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )

طب الصادق ( ع ) 51

طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )

بعد هم حضرت صادق ( ع ) در استدلال خود براى اثبات وحدانيت و ربوبيت از طريق ديگر بطور تفصيل ادامه مىدهد كه نيازى نداريم آنها را در اينجا بيان كنيم . « 1 » با توجه به همه اين مطالب براى ما و براى هر شخص منصف غير لجوج معلوم مىشود آنچه كه از اطلاعات وسيع و معرفت كامل خواص دواها و منافع و ضرر آنها و حتى خاصيت تك‌تك آن نباتات ، دانه‌ها در حال منفرد و يا تركيب در نزد امام بوده آنها را از معلم و يا استادى فرا نگرفته بود ، زيرا در آن موقع همه آنها را پزشكان معاصر نمىدانستند . پس آيا اين معرفت معرفت الهامى نيست و يا ارثى نمىباشد ؟ كه آن امام از نياكان پاك خود افرادى كه خداوند آنها را به آموختن اين علوم اختصاص داده فرا نگرفته است ؟ چون آنها فقط راسخ در علم و حمل‌كننده رسالت ارشاد و تعاليم حكمت بمردم مىباشند . نظرات طبى آن حضرت بلى امام ( ع ) جزء معدود كسانى بود كه خداوند با لطف همگانى خويش او را براى جانشينى پيامبر و پدرانش انتخاب كرده بود ، تا مردم در همه امور و مشكلات خود بوى مراجعه كنند و از هر طرف بسوى او بيايند چون غير او پناهگاهى براى خود نمىديدند . امورى كه مردم به حضرت رجوع مىكردند ، هم روحى بود هم اخروى و هم بدنى و هم دينى ، زيرا او كفيل ارشاد مردم بود . او وظيفه

--> ( 1 ) منظور حضرت از اين مناظره اين بود كه به آن طبيب ثابت كند ادراك و معرفت ما فقط تشخيص بطريق حواس پنجگانه نيست بلكه نيرويى غير از اين حواس داريم كه همه اينها را تشخيص مىدهد همان نيرو است كه ما را بوجود خداوند متعرف ساخته است - مترجم .