السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الصادق ( ع ) 46
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
قضاوت كنى حالا به من بگو آن شخص حكيم اول چگونه فهميد كه بايد علم طب را بوجود آورد و آن عامل او را وادار كرد كه هم دواهاى موجود در كشورش را آزمايش كند و هم زعفرانى را كه مثلا " در سرزمين فارس هست آزمايش كند . آيا تو تصور مىكنى كه آن شخص يا اشخاص بعد از او همه نباتات زمين را آزمايش كردند همه درختها را چشيدند تا به اين معلومات رسيدند ؟ عقلتان قبول مىكند كه آن مردان حكيم خود را موظف ديدند كه به همه كشورها مسافرت كنند و تمام نباتات و درختان آنها را آزمايش نمايند تا بوسيله حواس خود آنها را بشناسند ؟ وانگهى آن شخص چگونه دانست كه اين دوا بايد اهليلج داشته باشد تا اينكه اهليلج را از تپه مصطكى ارزروم و مشك را از كشور ( تبت ) و دارچين را از چين و تخم بيد شتر را از ترك و افيون را در مصر و ( صبر ) را ازغن و ( لورق ) را در ارمنستان و غير از اينها كه هر كدامشان مال يك بلاد است اينها را باهم قاطى كند تا دوا درست كنند ؟ باز هم چگونه فهميد كه بعضى از دواها كه شكل معجون نيستند و از مواد مختلف تركيب مىشوند موقعى نفع مىرسانند كه همه آنها با هم جمع باشند و اگر جمع نباشند نفع ندارند ؟ ؟ ؟ اين تشخيص را كه با آزمايشات حواس پنجگانه بدست نياورده است ؟ ) وانگهى از كجا فهميد كه محل فلان دوا فلان كشور است و بعضى از آنها ( عروق رشد ) بعضى هم ورق و بعضى ميوه و برخى ديگر عصاره آنها لازم است يا اينكه بعضى از آنها مايع هستند و برخى جامد و بعضى روغن و برخى از آنها بايد فشرده و پخته شوند و بعضى هم فقط فشرده شان دواست . و هركدام هم با لغات مختلف ناميده مىشوند . و چگونه است كه مثلا " فلان علف بايد با فلان صمغ مخلوط شود تا مفيد واقع گردد وانگهى از كجا تشخيص داد كه مثلا " روغن فلان حيوان درنده دواست يا اعضاى بدن فلان حيوان خشكى و دريائى مفيد است