السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 125
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
من اكراه دارم در مجلس تو در ميان جماعت بنى هاشم از او مسألهاى سئوال كنم ، نتواند جواب بدهد ، ميان مردم مقامش پائين مىآيد . مامون گفت من بدين جهت به تو متوسل شدم كه بمقام علمى تو آگاهم ، مقصود من جز اين نيست كه نگذارى او بتواند حجتى بياورد سليمان گفت باشد يا امير المؤمنين ، ما را در يك جا جمع كن ولى ما را تنها نگذار و مراقب باش ، مامون كسى را نزد امام رضا ( ع ) فرستاد كه به حضرت بگويد از اهل مرو كسى نزد ما آمده او يكى از اصحاب كلام ( در خراسان ) مىباشد اگر مىخواهى با او مناظره كنى بيا . ( مولف نتيجه مناظره اين دو شخص را ذكر نكرده است . ) نصيحت حضرت براى خليفه و مسلمانان : همه مورخين اسلامى در اين مسئله اتفاق دارند ، كه على بن موسى ( ع ) فتنه و شورش بغداد را بمامون خبر داد « 1 » و بوى اعلام كرد كه پس از قتل برادرش مردم بغداد از او برگشتهاند ، باز هم حضرت بمامون خبر داد كه فضل بن سهل اخبار صحيح را از او مخفى مىكند ، و باز هم بمامون اعلام كرد ، اهل بيت خودش و مردم مىگويند ( مامون خليفه سحر شده و ديوانه است ) و اينها رفته بعمويش ابراهيم بن مهدى براى خلافت بيعت كردهاند . مامون گفت : بهطورىكه فضل به من خبر داده ، اهل بغداد براى خلافت بعمويم بيعت نكردهاند بلكه او را امير قوم خود كردهاند كه كار قوم بنى عباس را اداره كند ) . حضرت فرمود : فضل دروغ گفته و ترا فريب داده زيرا اكنون جنگ
--> ( 1 ) - نقل از اداب سلطانى ص 163 و ابن الاثير جلد 6 ص 116 و طبرى در جلد 7 ص 147 و مجلسى در جلد 12 ص 49 .