السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 119
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
بگويند ، عيسى بن موسى الرضا ، دنيا را دور نيانداخته بود بلكه دنيا او را دور انداخته بود ، زيرا نمىبيند چگونه ولايت عهدى مامون را بطمع خلافت قبول كرد ؟ مامون از اين سخن حضرت خشمناك شد ، گفت تو هميشه با من بر خلاف ميلم رفتار مىكنى ، تو از سطوت من ايمن شدى به خدا قسم اگر ولايت عهدى را قبول كردى هيچ و گرنه ترا مجبور به اين كار مىكنم . باز هم اگر قبول نكردى گردنت را مىزنم حضرت فرمود : خداوند مرا نهى كرده كه با دست خود خود را به هلاكت بياندازم ، اگر وضع چنين است ، من قبول مىكنم ولى به شرطى كه در عزل و نصب كسى دخالت نكنم هيچ سنت و رسمى را نشكنم ، از دور ناظر امور باشم . مامون به اين شرط راضى شد و حضرت را بر خلاف ميل باطنىاش وليعهد خود نمود « 1 » . صولى ، با روايت خود از فضل بن ابى سهل نوبختى ، نيت مامون را براى ما آشكار مىكند . فضل ابن ابى سهل تصميم مىگيرد از هدف مامون در اين كار وليعهدى امام آگاه شود ، كه آيا واقعا دوست دارد امام وليعهد او باشد يا تصنعى اين كار را مىكند ؟ لذا بمامون نوشت : كه برجى كه پيمان ولايتعهدى در آن بسته شده منقلب است پيمانهائى كه در اين برج بسته شوند ، دلالت به زيان كسى كه پيمان بنفع او بسته شده دارد مامون در جوابش نوشت : اگر كسى از اين قضيه تو آگاه شود ، تو در خطرى و بايد از عزم خودت برگردى « 2 » ابو الفرج اصفهانى در مقاتل الطالبين ص 369 : مىگويد مامون عدهاى از آل ابى طالب را از مدينه بمرو آورد كه در ميان آنها على
--> ( 1 ) - نقل از بحار الانوار ص 37 ، و علل الشرايع و عيون الرضا . ( 2 ) - نقل از بحار جلد 12 ، ص 38 و از عيون اخبار الرضا .