السيد مرتضى العسكري ( مترجم : كاظم خلخالى )
طب الرضا ( ع ) 112
طب الرضا و طب الصادق ( ع ) ( طب و درمان در اسلام ) ( فارسى )
مسجد الحرام ، يعنى هنگامى كه محمد از خانهاش خارج شد ، منصور از ركاب اسب او را گرفت و بعد گفت : اگر امر خلافت بشما دو نفر تفويض شود ( محمد و ابراهيم ) اين عمل مرا فراموش مكن . بعد هم بنى عباس دعوت خود را براى آل محمد توسعه دادند . و گمان كردند كه عبد إله محمد بن حنيفه « 1 » هنگامى كه روز جمعه در اثر سمى كه سليمان عبد الملك بر راى محمد بن على بن عبد إله بن عباس فرستاده بود مرد دعوت خلافت به بنى عباس برگشت و آنها موفق هم شدند ، زيرا آنها توجه خود را بخراسان دورترين بلاد اسلامى معطوف داشتند . در اينباره محمد بن على در كتاب خود نوشته بود ( متوجه خراسان شويد ، زيرا در آنجا عدهاى زيادى هستند و در آنجا قلبهاى سليم و دلهاى فارغ از هوا و هوس هست ) در نتيجه دعوت بنى عباس موفق شد و بنى اميه نتوانست جلو آن را بگيرد زيرا خراسان دور از دسترس قدرت اصلى آنها بود . پس از وفات محمد بن على بفرزندش ابراهيم امامت را وصيت كرد ، كه مروان او را در زندان بحران با سم كشت ، بعد از مرگ او مردم براى برادرش سفاح بيعت كردند . و اين بيعت در سال 132 واقع شد ، بنى عباس در ابتداى امر براى آل محمد دعوت مىكردند « 2 » حتى وزير آنان در كوفه بنام ابو سلمه خلال ، لقب وزير آل محمد داشت « 3 » و ابو مسلم خراسانى را فرمانده سپاه آل محمد مىگفتند .
--> ( 1 ) - يعنى آنها گمان كردند كه محمد در خراسان شيعيان و يارانى دارد ، كه دعوت او را مىپذيرند . ( 2 ) - تاريخ يعقوبى جلد 3 ص 81 . ( 3 ) - ابن الاثير جلد 5 ص 194 .