صفدر صانعى
12
هميشه لاغر و سلامت باشيد ( فارسى )
كه مزاج مخلوطى يا ممزوجى از تركيبات مختلف است . حالت و وضع بدنى هر فرد را مزاج گويند . پذيرش بيمارىها و استعداد افراد باهم متفاوت است و هركسى نوعى بيمارى را بهتر مىپذيرد ، بعضىها در مقابل بعضى بيمارىها نسبت به ديگران مقاومتر هستند . با علم به اين كيفيت « مزاج عبارت است از طرز واكنش شخص در مقابل عوامل بيمارى » . براى تعريف مزاج بيشتر عمل فيزيولوژى بدن را مورد بحث قرار مىدهند ، زيرا طرز عمل اعضاء و احشاء در تغيير مزاج مؤثر است . نوع شيميايى اعمال فيزيولژى بدن بيشتر از اعمال فيزيكى مورد نظر است . بنابراين مزاجها از روى اعمال شيميايى بدن از هم متمايز مىشوند . مىتوان گفت كه مزاج عبارت است از وضع فيزيولوژى هر فرد در حال حاضر ، يعنى وضع فيزيولوژى هر فرد در هر زمان مبيّن حالات مزاجى او است . بررسى حالات فردى از قبيل رنگ رخسار ، زبان ، چشم ، وزن ( چاقى - لاغرى ) ، رنگ ادرار ، ضعف يا گرمى يا داغى كف پاها و دستها ، لرزش اندامها ، رنگ پوست بدن و همهء اختلافات سازمانى يك بدن و تجزيهء ادرار و خون و راديولوژى و غيرو به شناختن مزاجها كمك مىكند . جمع شدن يا كم شدن بيش از حد يك مادّه ، مزاج را به سود خود تغيير مىدهد . مثلا مزاج گرم ، مزاج سرد ، مزاج مرطوب ، مزاج خشك . در اثر زيادى انرژى ، مزاج گرم - به علت ضعف و تفرق « 1 » ، مزاج سرد - به علت جمع شدن مايعات اضافى در سلولهاى بدن ، مزاج مرطوب و مزاج خشك را مديون جمع شدن املاح اضافى در بدن مىدانند . فعل و انفعالات داخل بدن زير نظر غدد داخلى و اعصاب نباتى انجام مىپذيرد هرچه سوختوساز بدن بيشتر باشد ، حرارت بيشترى توليد مىشود و متابوليسم بازال بالا مىرود . اين حالت بالا رفتن حرارت و انرژى را گرمى گويند . اگر غدد مترشحهء داخلى و اعصاب به عللى دچار سفتى و كمكارى شوند ، سوختوساز بدن كم مىشود . يعنى متابوليسم بازال پايين مىآيد ، اين حالت را سردى گويند . حد اعتدال كار كردن غدد و اعصاب باعث اعتدال مزاج مىشود كه به آن مزاج معتدل گويند .
--> ( 1 ) - پراكندهدلى ، دلآشفتگى