محمود نجم آبادى
10
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
مطلب بسيار واضح و روشن است كه دفع يا رفع درد از بدن ، منظور نظر آدمى از ابتدا تا به حال بوده است ، بدين جهت اگر بخواهيم نام ديگرى بر تاريخ طب بگذاريم بايد آن را " تاريخ درمان درد يا دردنامه " بگوئيم . بههرحال توضيح مقدمه بسيار مختصر بالا از نظر تاريخ طب و فنون وابسته بدان ضرورى مىرسيد ، با توجه به اينكه آدمى براى حفظ جان و حيات خود بدون رعايت محل و مكان و شخص به هركس احتياج داشته تشبث نموده و در حقيقت اين امر را در اين ضربالمثل عربى كه : " الغريق بتشبث بكل حشيش " مىتوان يافت . پس اگر در طى تاريخ طب ايران ملاحظه شود كه ايرانيان از همسايگان و ملل ديگر استفاداتى كردهاند ، امرى عجيب نيست ، سهل است بسيار طبيعى مىباشد ، به دليل آنكه موضوع جان شوخىبردار نبوده و نيست و نخواهد بود . بدين لحاظ از نظر روشن شدن مقدمات تاريخ طب و مراحل نخستين آن لازم است ، نظرى به منابع و مآخذ طب در دوران باستان افكنده شود و قدمت آن در ميان دول و ملل قديمه از نظر گذرانده و از ارتباط آنها با طب ايران آشنائى پيدا شود ، چراكه عموما طب اغلب ملل قديمه از بسيارى جهات با يكديگر شباهت كامل دارند ، و تا از طب ملل قديم اطلاع - و لو آنكه مختصر باشد - بدست نيايد ، موضوع طب و طبابت و بيمارستان و پرستارى در ايران تا قبل از اسلام روشن نخواهد شد ، و اين همبستگى بسيار اهميت خاص دارد . براى اين موضوع لازم دانستيم شمهاى از طب مصر و كلده و آشور و بابل و چين و خاور دور و هند و يونان و روم را بنگاريم .