محمود نجم آبادى

4

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

مىدانسته‌اند . در آن زمانهاى دور بنا به ضرورت فن قابلگى در كار بوده و قابلگان هوشمند هنر خود را به دستياران جوان خويش مىآموخته‌اند . در همه اين حالات بهترين و سخت‌ترين آموزگار يعنى احتياج پيوسته همراه آدمى بوده و وى را رهبرى كرده است . اگر بازوى مردى از حمله جانورى يا از فروريختن سنگ كوهى آسيب مىديد ، يا ساق پايش مىشكست ، پيوسته براى جلوگيرى از چنين حوادث بسرعت مىتوانستند كارى انجام دهند ، و همچنين براى نابسامانيهاى بيماران ديگر راه‌حلهاى مستقيمى وجود داشت . به احتمال قوى فن درمان كردن يكى از حرفه‌هاى كهن است . پاره‌يى از اوقات چنان اتفاق مىافتاد كه كاميابيهاى مرد درمان‌كننده بيش از ناكاميهاى وى مورد توجه قرار مىگرفت ، و به اين ترتيب نام‌آور مىشد و ديگران از روش وى تقليد مىكردند . پزشكى پيش از تاريخ جنبه علمى نيم‌تجربتى و نيم‌جادويى داشته و پزشكان و جادوگران به آن مىپرداختند . امكان دارد كه موفقيت فوق‌العاده بعضى از آن جادوگران وابسته به قدرت روحى آنان ، يا از آن جهت بوده كه ديگران به چنين نيروئى در آنان اعتقاد داشته‌اند . مىتوان چنين فرض كرد كه معالجه با ايمان و عقيدهء لااقل در يكى از نقاط جهان در سپيده دم تمدن آغاز شده است . ( شكل 29 ) جمجمه دوران مفرغى با سوراخ بزرگ ( دوگلاس گوثرى )