محمود نجم آبادى

مقدمه 39

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

دارو بكوشد و منظورش از درمان استفاده و پول‌پرستى نباشد و بيشتر اجر و ثواب را مد نظر دارد ، هيچ‌گاه داروى خطرناك به بيمار ندهد و وصف آن را نيز به بيمار ننمايد و مريض را به چنين داروها نه دلالت كند و نه از آن سخنى راند . از تجويز داروهاى سقط كننده جنين پرهيز نمايد و آنها را به احدى معرفى نكند " . " پزشك بايد پاك و باكيش و خداپرست و خوش‌زبان و نيكوروش باشد و از هر ناپاكى و پليدى و گناه دورى جويد . نسبت به زنان چه بانو چه كنيز نبايد از نظر بد نگاه كند و به منزل آنان جز براى درمان و معالجه وارد نشود " . " طبيب بايد راز بيماران را محفوظ دارد از افشاء سر آنها به خودى و بيگانه و نزديكان و دوران دورى جويد ، چراكه بسيارى از بيماران بيمارى خود را از پدر و مادر و كسان خود مستور و مكتوم مىدارند ولى آن را به طبيب مىگويند ( مانند دردهاى رحمى و بواسير و امثال آنها ) پس طبيب بايد از خود بيمار در كتمان بيمارى بيشتر دقت نمايد " . " بر پزشك است كه در جميع احوال آنچه بقراط حكيم فرموده رفتار نمايد و رحيم و پاك‌چشم و مهربان و خيررسان و خوش‌زبان باشد و در درمان بيماران بخصوص مسكينان و فقرا به جد بكوشد ، در فكر سود و اجر از اين دسته نبوده بلكه اگر ممكن شود دارو را از كيسه خود بدانها بدهد و اگر اين كار ممكن نگردد ، به درمان آنها پرداخته شب و روز به بالينشان حاضر شود ، مخصوصا اگر بيمارى آنها حاد و تند باشد چراكه بيماريهاى حاد زود تغيير و دگرگونى پيدا كنند " . " براى پزشك شايسته نيست به خوش‌گذرانى و تنعم و لهو و لعب مشغول گردد ، بايد از نوشيدن شراب بپرهيزد چراكه به دماغ ضرر رساند و ذهن را فاسد كند . بايد پيوسته به مطالعه كتب يعنى كتب طبى و خواندن آنها مشغول باشد و ملول نگردد بلكه