محمود نجم آبادى
424
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
بر اثر مجاهدات شاپور دوم جنديشاپور يكى از مراكز مهم نساجى و عطرسازى گرديد و پادشاهان ساسانى نفوذ و قدرت خود را در اين شهر عمل مىكردند . چنان كه قبلا نيز متذكر گرديديم طب جنديشاپور بيشتر مخلوطى از طب ايران و هند و يونان بود ، روشهاى جديد درمان بيماريها توام با فن داروشناسى توسعه يافت ، بدين معنى كه اطباء جنديشاپورى روشهاى علمى ملل ديگر را اخذ و با معلومات و نظرات و اكتشافات خود آن را تكميل كردند و روشى اتخاذ گرديد ، كه روش ايرانى بود ، بهطورىكه درمان آنان بر يونانيان و هنديان دوران ترجيح داشت . " بايد دانست گرچه تعليم طب در دانشكده پزشكى جنديشاپور عموما توسط پزشكان يونانى و سريانى انجام مىگرفته است ، اما ايرانيان علاوه بر آنكه بىدخالت نبودند ( چنان كه عدهاى از اطباء اين مركز بزرگ طبى ايرانى بودند ) ، در داروشناسى بسيار صاحبنظر بودند . سيد اسمعيل جرجانى در ذخيره وزين الدين انصارى صاحب اختيارات بديعى نسخ و داروهائى كه در جنديشاپور رواج داشته در مؤلفات خود ذكر كردهاند . " در كتاب ترياق ابن سرابيون حبى به نام " حب حكيم برزويه طبيب " كه در ترجمه لاتين آن ( Pillulac Barsiati Sapientis ) است ديده مىشود . اين مطلب مىرساند كه در جنديشاپور پزشكان در داروسازى بسيار قوى بودند . ( نقل از تاريخ طب تاليف دكتر الگود صفحه 53 ) " . در اينجا متذكر مىگرديم كه ، بر اثر ورود پناهندگان مكتب ادس نفوذ طب يونان به جنديشاپور غير قابل انكار است . اين امر بر اثر پذيرفتن تبعيدشدگان از يونان كه مكتب افلاطونيان جديد ( Neoplatoniens ) كه در سال 529 ميلادى مكتبشان