محمود نجم آبادى
422
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
شده و جمعى از آنان به اين شهر روى آوردند . از طرف ديگر شاپور دوم و انوشيروان هر دو درباره تمركز علمى اين شهر منتهاى جد را مبذول داشتند . ب ) طب و فلسفه در جنديشاپور - طبق نوشته ابن النديم در كتاب خود بنام " الفهرست " شاپور دوم طبيبى يونانى به نام " تيادوروس " را براى درمان خود به اين شهر احضار كرد و به درمان شاه ايران پرداخت . وى در خدمت پادشاه ايران بسيار گرامى بود و چنان كه گذشت و معروف است كتابى نيز در علم طب به رشته تحرير درآورده كه بعدها به عربى ترجمه گرديده است . اين طبيب يونانى چنان در دل شاپور راه يافت و چنان عزيز و محترم بود كه به دستور شاپور كليسائى در جنديشاپور براى وى بنا گرديد و عدهاى از هممذهبان وى را كه جزو اسرا بودند آزاد ساخت . پس از شاپور خسرو انوشيروان نيز به مناسبت علم دوستى و كمى تعصب و جمود فكرى و عشق فوقالعاده به آموختن فلسفه و جمعآورى كتب علمى به رونق اين مركز علمى كمك فراوانى كرد . توضيح آنكه خسرو به تهيه مجالس مباحثه و مناظره و فرستادن برزويه طبيب به هند ( بعضيها گفتهاند كه برزويه علاوه بر كتاب كليله و دمنه و شطرنج و نرد چند طبيب هندى با اطلاعات زيادى درباره گياهان هندى با خود نزد خسرو آورده است ) و آموختن فلسفه نزد فيلسوف سورى به نام " اورانيوس " همه دست به دست هم داده و جنديشاپور را بزرگترين مركز طبى قبل از اسلام در دنيا قرار داد . در جنديشاپور عدهاى طبيب ايرانى و هندى و سريانى و يونانى به تدريس علم