محمود نجم آبادى
420
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
پس از فتح انطاكيه و غلبه بر امپراطور روم كه دختر قيصر را خواست و او دخترش را به زوجيت شاپور داد منسوب مىدانند " . شاپور براى دختر قيصر شهرى مانند قسطنطنيه ساخت كه جنديسابور است . باز قفطى گويد : " كه در تاريخ ساسانيان چنين آمده است كه اين شهر قريهاى بود كه ملك مردى به نام " جندا " بوده و پس از آنكه شاپور اين محل را براى بناى شهر انتخاب كرد ، دستور داد پول و مال فراوان به صاحبش بدهند ، اما مالك ده آن را قبول نكرد و گفت شخصا آن را خواهم ساخت ، شاپور نيز پذيرفت به اين شرط كه شاپور نيز در ساختن شهر شركت كند ، مردم قريه گفتند كه اين شهر را جنداوسابور مىسازند بدين جهت آن را جنديسابور گفتند " . همچنين قفطى گويد : " وقتى دختر قيصر بدانجا رفت عدهاى از اصناف مختلفه كه به آنان احتياج داشت و از اهل شهر او بودند با وى همراه گشتند ، من جمله اطبائى دانشمند بدان شهر رهسپار گرديده و به تعليم طب پرداختند " ( تاريخ الحكماء قفطى چاپ مصر 1326 هجرى قمرى ) . در كتاب مجمل التواريخ و القصص در باب " گنديشاپور " آمده است : كه اين شهر از بناهاى شاپور مىباشد و متذكر گرديده كه " به از انديوشاپور " بدين معنى كه انديو اسم انطاكيه در زبان پهلوى و به از انديو يعنى بهتر از انطاكيه و آن را شاپور مانند نطع شطرنج نهاد ، هشت راه در هشت راه و در آن موقع شطرنج نبود اما شكل شهر مانند شطرنج بود ، اكنون خرابست و دهى برجا باقى مانده است . ( قريب سال 520 هجرى قمرى - خلاصهاى از مجمل التواريخ و القصص ) . پس از ساخته شدن شهر عدهاى از قسمتهاى مختلف كشور اجبارا بدانجا كوچ