محمود نجم آبادى

413

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

مىرساند كه وى نقش بسيار مهمى در تاريخ فلسفه و طب ايران باستان ايفا كرده است . شرح حال اين وزير و اثر وى بر روى سلطنت نوشيروان و نتيجه بر روى معارف آن دوران بسيار شايان توجه است . ابتدا بوزرجمهر توجه و عنايت شاه را به خود جلب كرد و براى تعليم و تربيت فرزند انوشيروان يعنى هرمز گماشته شد . هرمز نسبت به بوزرجمهر خوش‌رفتارى ننمود و احساسات استاد را جريحه‌دار كرد ، اما بعد از عمل خود عذر خواست و مقام بوزرجمهر و الا گرديد ، تا آنكه به منصب وزارت رسيد و در جميع امور كشورى با كياست و كفايت فوق‌العاده به شاه خدمت نمود . از حكايات مشهور منسوب به بوزرجمهر يكى آن است ، كه وقتى جلسه‌اى از علماء و حكماء با حضور انوشيروان تشكيل گرديد و سئوالى بدين شكل مطرح شد ، كه بزرگترين بدبختى چيست ؟ فيلسوف يونانى گفت پيرى و كودنى كه با تنگدستى و فقر توام باشد ، عالم هندى گفت بيمارىهاى جسمى كه با دردهاى روحى ضميمه باشد . بزرگمهر گفت چنين تصور مىكنم كه آدمى ببيند كه عمرش در شرف اتمام است و كار نيكى نكرده باشد ، اين بدترين مصيبتها و بدبختىهاست . اين پاسخ در نظر خسرو بسيار پسنديده آمد و مام و ارج بوزرجمهر در برابر حكما و فلاسفه خارجى نمايان شد . سيمون انطاكى ( Simeon ) كه در حدود سال 1070 ميلادى كتابى از عربى به يونانى ترجمه كرده است و درباره فلسفه يونان مىباشد ، آن را به بوزرجمهر نسبت مىدهند ، ممكن است متعلق به غير او باشد ( تاريخ طب دكتر الگود صفحه 53 ) . بوزرجمهر در دوران انوشيروان و هرمز مقامى ارجمند و نفوذى بىمانند داشت ، اما همين‌كه نوبت سلطنت به خسروپرويز رسيد ، معروف است خسرو وى را به جرم مسيحى بودن به قتل رسانيد .