محمود نجم آبادى
399
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
باز فردوسى درباره ساختن شهر زيب خسرو نظير انطاكيه گويد : يكى شهر فرمود نوشين روان * به دو اندرون آبهاى روان بكردار انطاكيه چون چراغ * پر از گلشن و كاخ و ميدان و باغ بزرگان روشندل شادكام * ورا زيب خسرو نهادند نام اسيران كزان شهرها بسته بود * به بند گران داشت گر خسته بود بفرمود تا بند برداشتند * بدين زيب نوشاد بگذاشتند چنين گفت : " پس " كاين برآورده جاى * همه گلشن و بوستان و سراى " بكردند تا هركسى را بكام * يكى جاى باشد سزاوار نام " نوشيروان با سياست بسيار دانشمندانهاى توانست آرامش به كشور دهد كه در سايه اين آرامش عدهاى از علماء و دانشمندان را از امپراطورى روم شرقى به ايران جلب كرد ، بعلاوه از كشور هند توسط برزويه طبيب تحف علمى و طبى به ايران آورد و چون اصولا انوشيران آن تعصب و جمود بعضى از شاهان ساسانى را نداشت ، بدين جهت پيوسته درصدد جلب دانشمندان بود و چنان كه مىدانيم عده زيادى از اين دانشمندان غير ايرانى بودند . از آن گذشته اقدامات ديگرى به عمل آورد كه به جنديشابور رونقى داد كه مركز بزرگ طبى ايران شد ( شرح آن بيايد ) . از همه اينها گذشتهء معروف است كه پدر خسرو توسط يك طبيب روم شرقى به نام اصطفان ادسى ( Stephan dc Edcssa ) درمان يافته و خود خسرو در جوانى تحت تربيت همين اصطفان بود . چند دسته از دانشمندان در مزاج خسرو بسيار نفوذ داشتند . اينان ستاره - شناسان و پزشكان دربارى بودند ،