محمود نجم آبادى
379
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
به دو گفت : " آنكس كه افزون خورد * چو بر خوان نشيند خورش نشمرد " نباشد فراوان خورش تندرست * بزرگ آنكه از تندرستى بجست . در دينكرد آمده است كه سلامت بر دو قسم است اول سلامت تن و دوم سلامت جان و پزشك را دو نوع قلمداد كرده است پزشك روحانى و پزشك جسمانى . ج - اصول تداوى - چنان كه در طب دوران هخامنشى مذكور افتاد در ونديداد در باب ششم آمده كه درمان يا به وسيله كلام مقدس و يا نباتات و يا كارد انجام مىگرفته است . در دينكرد به پنج وسيله درمان بيماريها را ذكر كرده است : بدين شكل اول كلام مقدس ، دوم آتش ، سوم گياه ، چهارم كارد ، پنجم داغ كردن اما درمان با كلام خدائى و اوراد و ادعيه را از مؤثرترين طرق درمان مىدانستند . اصول طب در ايران و درمان بيماريها در دوران ساسانيان گرچه مبتنى بر روايات اوستائى است ، اما نفوذ طب يونانى از همه جهات در آن ظاهر است ، چراكه به موجب طب بقراطى درمان بيماريها از سه طريق ممكن بود : آنچه به وسيله دارو علاج نمىيافت ، بايد توسط آهن ( چاقو و كارد ) علاج كرد ، و آنچه به واسطه آهن درمان نمىيافت ، بايد با آتش شفا داده شود . اما بيمارى كه از آتش بر طرف نگردد غير قابل علاچ است . در طب ايران باستان اين مطلب به خوبى هويداست . ايضا در كتب مذهبى زرتشتيان آمده است كه طبيب خوب مىبايست مهارت از اعضاء بدن و اطلاعات كافى از داروها داشته باشد . آنگاه بر روى سه بيمار غير مؤمن درمان كند اگر بهبود يافتند مىتواند به درمان بر روى مومنين ( مومن به مذهب زرتشت ) درمان كند و الا هيچگاه حق درمان را نخواهد داشت ( مانند دوران هخامنشى ) . از كتب و رسالات طبى كه از دوران ساسانيان باقيمانده است طبابت اصولا به