محمود نجم آبادى
357
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
معتقد بودند كه مسيح ( ع ) دو طبيعت مجزى از يكديگر داشته ( انسانى و خدائى ) و دوميها معتقد بودند كه اين دو طبيعت در ذات مسيح ( ع ) يكى است ( Monophysistes ) و همين اختلاف ، همچنين اختلافى كه بين نسطوريوس با امپراطور روم شرقى و پيروانش پيش آمد ، به سود علوم و طب در كشور ما تمام شد . در اينجا متذكر مىگرديم كه اختلاف يعقوبيها و نسطوريان اغلب از موضوعات روز در دوران بعضى از پادشاهان ساسانى بود و اين امر علاوه بر آنكه بر روى اوضاع كشور ما بىاثر نبوده ، درباره علوم و طب نيز اثر گذارده است . چنان كه در سال 605 يا 604 ميلادى انجمنى به امر خسروپرويز تشكيل شد و على الرسم يك نفر به نام جاثليق ( Catholicos ) انتخاب شد . اين شخص گرگوار ( Gregoire ) معلم سلوكيه بود . وى به سال 608 يا 609 فوت كرد و رياست نصراينان چند سالى بدون جاثليق ماند . خسروپرويز اجازه نمىداد كه از نسطوريان كسى به مقام جاثليق انتخاب شود ، چراكه گابريل يكى از پزشكان يعقوبى و شيرين زوجه وى نفوذ زيادى بر دستگاه داشتند ، لذا دو طايفه يعقوبيها و نسطوريها مجددا به منازعه پرداختند و قضيه نزاع بين آنها درباره يك طبيعت و يا دو طبيعت حضرت مسيح ( ع ) پيش آمد . نسطوريان مهران گشنسپ را كه از خانواده عالى ايرانى بود طرفدار خود كرده به نام گيورگيس را ( Giwargis ) غسل تعميد دادند ، وى در حمايت نسطوريان بسيار جاهد بود . اما گابريل درستبذ ( يا درستباذ ) كه يعقوبىمذهب بود كمكم گيورگيس را متهم به انكار دين زرتشى كرد و چنان نمود كه شاه او را محكوم و مصلوب كرد . متأسفانه در دوران خسروپرويز از اختلاف يعقوبيها و نسطوريان علماى زرتشتى نتوانستند استفاده كنند .