محمود نجم آبادى
مقدمه 28
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
مبهوت مىگردد ، نه تنها نقاش و موسيقيدان بلكه هر صنعتگرى در مقابل صنعت و حرفه خود بىتاب شده ، لذت مىبرد . طبيب و پرستار صنعتگرانى هستند كه در برابر خدمت انجام شده براى خلق خدا لذت مىبرند . فكر سالم ، عقل سليم ، بازوى توانا ، دست قوى ، دانش اندوخته ، سينه ستبر ، چشمهاى بينا ، گوشهاى شنوا و همه اين عوامل وقتى از طرف كاركنان خدمات اجتماعى و نوعى براى خدمت خلق باشد بجا و مناسب است و الا اگر در غير محل خود استفاده گردد نزد هر عاقلى پشيزى ارزش ندارد . شكل 14 - يك عكس از بقراط طبيب يونانى پدر علم طب و صاحب سوگندنامه معروف چشم طبيب و پرستار براى ديدن بيماران و گوش آنان براى شنيدن ناله دردمندان و دستهايشان براى گرفتن نبض تبداران و قدمهايشان براى رفتن به بالينافتادگان و فكر و هوش و دانش و هرچه اندوختهاند براى بيماران است و بس . كمفروشى ، دروغ ، ترشروئى ، دزدى ، بدچشمى ، نابكارى ، ظلم ، تعدى ، بىرحمى ، خيانت ، تقلب ، دوروئى ، نادرستى و ناپاكى ، بىناموسى و هر صفت بد ديگرى كه در قاموسها و فرهنگها باشد ، اگر از غير طبيب و پرستار سرزند ضررش به جان مردم نيست يا اگر باشد كم است ، اما اگر خداى ناكرده از دسته خدمتگزاران واقعى بشر يعنى خادمين حقيقى سرزند علاوه بر آنكه به جان مردم آزار و گزند مىرسد ، من معتقدم به ايمان هم دستبرد زده مىشود ،