محمود نجم آبادى

325

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

در بين‌النهرين از اين بابت شباهت زيادى با مصر دارد و در اين سرزمين است كه اغلب بيماريها را به صورت اثر ارواح خبيثه مىپنداشتند . بسيار احتمال دارد ، كه اين عقايد از مصر و بين‌النهرين به ايران آمده باشد . از طرفى نمىتوان گفت تنها منبع عهد عتيق و عهد جديد هر دو از ايران بوده است ، بلكه ممكن است عقايد ايرانى از راه بين‌النهرين به فلسطين ( پس از تغييراتى ) رخنه و رسوخ يافته است . بارى در موقع تولد حضرت مسيح ( ع ) و پس از آن عقايد طبى ايران در سرزمين شام و فلسطين و همچنين پس از حضرت مسيح ( ع ) اين عقايد ( يعنى عقايد طبى ايران ) ، در آنجا بىتأثير نبوده است . منتهى آنكه پس از حمله اسكندر و پس از آن توسط خلفايش به‌مانند سلوكيدها ، عقايد و نظرات طبى و فلسفى يونانيها در ايران رخنه و نفوذ و بسط يافته است ، مضافا بدانكه در دوران هخامنشيان ، چنان كه مذكور افتاد ، عده‌اى از اطباء يونانى در دربار شاهان هخامنشى به طبابت اشتغال داشتند ، و اين امر نمىتواند در طب ايران باستان بىاثر بوده باشد . اما پس از ظهور حضرت مسيح ( ع ) كه عده‌اى از مبلغين مسيحى به اطراف مخصوصا سرزمين ايران سفرهاى زيادى كردند ، توانستند مسيحيت را در كشورها رواج دهند ( در بعضى قسمتها از خاك ايران مخصوصا در جنوب ) و اين امر منجر به اختلاط بين ايرانيان با مسيحيان آن روزى كمك فوق‌العاده كرد . سلوكيان كه وارثان قسمتى از ممالك مفتوحه اسكندر بودند ، در دنبال همان رويه اسكندر ادامه فرمانروائى داده تا آنكه تمدن يونانى به پارتها ( اشكانيان ) منتقل گرديد . بايد دانست كه سلوكيان نخست تحت تأثير عقايد يونانى بوده بدين معنى