محمود نجم آبادى

323

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

مراكز بزرگ تعليم فلسفه و طب كردند ، ( شرح آن بعدا بيايد ) . آنگاه سلوكيدها پايتخت خود را از شهر سلوكيه به انطاكيه انتقال دادند ، تا آنكه اين شهر هم بدست شاپور اول تسخير گرديد و چون سلوكيان وارث امپراطورى اسكندر در شرق بودند اثر نسبه زيادى در تمدن ايران از خود باقى گذاردند . چنان كه سابقا مذكور افتاد طبق روايت انجيل در تولد حضرت مسيح ( ع ) ( يا كمى پس از تولد ؟ ) سه طبيب روحانى زرتشتى ( مغ ) حضور داشتند و اين امر ارتباط بين آئين زرتشت و مسيح را مىرساند . از آن گذشته اكثر پدران روحانى مسيحى قبول دارند ، كه ايران به صورت كشور بومى و ميهنى خودشان است . بنابراين ايرانيان پيش از تاريخ بالا ( يعنى تولد حضرت مسيح ع ) نقش بزرگى به عنوان آموزگاران و معلمين جهان ايفا نمودند ، به همين نحو كليميان در همان ايام شروع به تغيير و تكميل نظرات طبى خود طبق تعاليم ايران نموده بودند . توضيح آنكه در طب انجيلى موضوعاتى ديده مىشود ، كه به نظر مىرسد ، از طب ايرانى اخذ شده باشد ، كه ما قسمتى از آن را در صفحات قبل صريحا متذكر گرديديم . اينك اضافه مىكنيم مثلا در طب انجيلى سه عقيده متفاوت نسبت به علل بيماريهاست ، اما آنكه عالىترين اين عقايد است آنكه ، عموم ناخوشىها از جانب خداوند به صورت كيفر گناه به آدمى مىرسد . نظر ديگر آن است كه بيمارى مربوط به حلول روح خبيث و بد در وجود آدمى است . و نظر سوم مربوط به سحر و جادو مىباشد . به عنوان شاهد مثال درباره نظر اول در انجيل رجوع شود به صفحه 220 ترجمه انجيل و آيه چهاردهم از باب پنجم و آيات 1 و 2 و 3 باب نهم انجيل يوحنا . درباره نظر دوم يعنى جا گرفتن روح خبيث رجوع شود به صفحه 220 ترجمه انجيل آيه 27 باب هشتم