محمود نجم آبادى

286

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

2 - در جهان راه يك است و آن راستى است ، 3 - جد و كار من براى راستى و درستى ، و آنچه آرزو دارم كه مايلم انجام پذيرد انتشار راستى و درستى است ( دينكرد باب 101 ) . زرتشت عقل و راى و خرد را بسيار تجليل كرده است . در شاهنامه فردوسى در اين باب سخن بسيار رفته است . اينك يكى دو نمونه را در اين مبحث متذكر مىگرديم : " چو كاوس خود كامد اندر جهان * نديدم كسى از كهان و مهان خرد نيست او را نه دين و نه راى * نه هوشش بجاى است و نه دل را بجاى " تو گوئى بسرش اندرون مغز نيست * يك انديشه او همى نغز نيست " كس از نامداران پيشين زمان * نكردند آهنگ زى آسمان " چو ديوانگانست بىهوش و راى * بهر باد كايد بجنبد ز جاى باز فردوسى در نزاع رستم و كيكاوس فرمايد : " خرد بايد اندر سر شهريار * كه تيزى و تندى نيايد به كار " " تو دانى كه كاوسرا مغز نيست * به تيزى سخن گفتنش نغز نيست " باز در داستان كيخسرو بيژن مىفرمايد . " هر آن‌كس كه گردد ز راه خرد * سرانجام پيچد ز كردار بد " 23 - نكاتى چند در اخلاق ايرانيان باستان و اثر آنها بر روى طب دوران الف ) كليات و كار و كوشش بايد دانست كه در آئين زرتشت آمده است كه خداوند جميع نعم را براى خوشى