محمود نجم آبادى

266

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

حق العلاج طبيب براى بانوى رئيس يك خانه ، يك الاغ شيرده و براى بانوى ارباب ده يك ماديان و براى بانوى حاكم يك استان شترى ماده ، به همين نحو براى افرادى از خانواده‌هاى بزرگ حق العلاج گاو بوده است . از آن گذشته حق العلاج براى دامپزشكان ( بيطاران ) نيز منظور گرديده است ، بدين شكل : حق العلاج گاو بزرگ ، قيمت يك گاو متوسط و جهت گاو متوسط گاو كم‌قيمت و براى گاو كم‌قيمت يك گوسفند و براى يك گوسفند قيمت يك تكه گوشت پرداخت مىشده است ( باب 7 ونديداد ) . حق العلاج بيمار با ميزان بيمارى و سختى آن و مقام طبيب بستگى داشته است ( ونديداد باب هفتم ) . چنين به نظر مىرسد كه حق‌الزحمه اطباء در ايران باستان جزو ديون اوليه افراد بوده كه مىبايست بىدرنگ به طبيب بپردازند و اين مسئله در هيچ‌يك از اقوام سابق به‌مانند ايران باستان معمول و متداول نبوده است . حال ببينيم وضع طبيب در آن زمان چه بوده و تا چه حد وى مىتوانسته از ضياع و مال دنيوى و لوازم زندگى بهرمند باشد ؟ . آنچه از صحائف تواريخ و اطلاعات راجع به آن دوران مستفاد مىگردد ، آنكه طبيب خوب مىبايست درآمد كافى داشته باشد ، تا بتواند در يك محل ممتاز كه مجهز به اثاثه و لوازم زندگى باشد سكونت كند و غذاى سالم و لباس كافى و اسبان تيزرو داشته باشد . داشتن يك اسب تندرو براى طبيب از واجبات بوده ، زيرا بدون استعانت از آن نمىتوانسته به عيادت بيماران برود ، مخصوصا آنكه محل بيمار دور از خانه طبيب باشد . طبيب مىبايست پيوسته مجهز به مقدار كافى دارو و لوازم جراحى باشد . در اوستا آمده است طبيب بايد در مواقع ضرورى هر روز بيمار را عيادت كند و