محمود نجم آبادى
259
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
دسته دوم آنان كه با گياه به درمان مىپرداخته و مستحفظين آتش يا آذربان بودند اينان عموما به درمان امراض طبيعى مىپرداختند ، دسته سوم پزشكانى بودند كه پزشكان قانونى باشند يا پزشكان رسمى كشور كه مورد اعتماد دستگاه كشورى بودند ، چنين به نظر مىرسد جراحان تحت نظر پزشك قانونى انجام وظيفه مىكردهاند . درباره جراحان يا كارد پزشكان امتحانات نسبه مشكلترى در ميان بوده و چنين آمده است كه اگر يكى از پيروان اهورامزدا بخواهد به درمان بپردازد و مهارت خود را بيازمايد روى چه فردى بايد اول به ثبوت رساند ؟ براى اين كار جراح بايد يكى از پيروان غير اهورامزدا را ( غير مومن ) عمل كند . اما اگر مجبور گردد كه پرستندگان اهورامزدا را با كارد مواظبت و درمان كند ، اگر با همان آلت وى را مجروح كرد بايد همان جريمهاى را كه درباره قتل عمدى آمده است ، بپردازد " ، بدين مناسبت قوانين و نظامات جراحى درباره جراحان آمده كه بايد جراح سه مرتبه بر روى غير زرتشتى ( غير مومن به اهورامزدا ) عمل كند اگر در اين سه عمل توفيق نيافت ديگر حق جراحى و درمان ندارد . اما اگر كامياب گرديد ، مىتواند بدون ترس بر روى پيروان اهورامزدا عمل كند ( ونديداد باب 7 فقرات 36 تا 40 ) . چنان كه در قسمت اول كتاب در فصل مربوط به طب كلده و آشور و بابل ضمن قوانين حمورابى متذكر گرديديم ، ممكن است بعضى از اين قوانين و نظامات در طب ايران باستان ماخوذ از قانون حمورابى و اجر و مكافاتى كه براى اطباء در طب ايران باستان ديده مىشود ، از آن قانون استفاده شده است ، منتهى نه با آن شدت عمل .