محمود نجم آبادى

250

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

" چو من نيست در گرد كيهان يكى * به مردى بدم پيش او كودكى " كدامين پدر اين‌چنين كار كرد * سزاوارم اكنون بگفتار سرد " " چه سازى و درمان اين كار چيست ؟ * برين رفته تا چند خواهى گريست ؟ همىگفت و مىخست و مىكند موى * همىزد كف دست بر خوب‌روى ز بس كو همى شيون و ناله كرد * همه خلق را چشم پرژاله كرد بيفتاد بر خاك چون مرده گشت * تو گفتى همى خونش افسرده گشت به هوش آمد و باز نالش گرفت * بر آن پور كشته سگالش گرفت ز خون او همىكرد لعل آب را * به پيش آوريد اسب سهراب را اثاثه و لوازم جراحى - اما لوازم و داروها يا بهتر بيان داريم تجهيزات پزشكان در آن دوران زياد نبوده و تا آنجا كه از خلال صحائف تواريخ برمىآيد مهمترين آنها هوم مىباشد كه شرح آن گذشت . غير از هوم پزشكان روحانى سيار با خود شلاقى داشتند كه در موارد تخطى افراد و تجاوز آنان بر عليه بهداشت عمومى و رهائى از روح پليد و بيرون انداختن ديوان بيمارى از آن استفاده مىكردند . كارد و ميله‌ها و چاقوها براى جراحى با آنان همراه بود . اين پزشكان دستارى به سر مىپيچيدند كه اين پارچه برآمدگى بينى آنان را تا پائين چانه مىپوشانيد و با ريسمانى در عقب سر متصل مىداشتند و با چنين وضعى به درمان و جراحى مىپرداختند . هنوز هم آثار و بقاياى اين دستار در ميان افراد زرتشتى ساكن مركز و جنوب ايران و