محمود نجم آبادى

228

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

سطور بالا به نظر مىرسد يكى از قديم‌ترين سندمدون مربوط به فن جراحى باشد . درباره جراحى و صفات جراح ايرانيان باستان عقايدى داشته و آن عبارت از اين بوده است كه اگر پزشك در درمان با گياه نتيجه‌اى نگرفت ، اگر مجرب باشد مىتواند براى درمان زخمها و غدد و همچنين قطع اعضاء و بند ، از چاقو ( كارد ) استمداد كند . ( دينكرت 4 ) . بنابراين از مفاد سطور بالا چنين مستفاد مىگردد كه جراح و جراحى پس از طبيب و طبابت ( طبابت داخلى ) به ميان مىآمده است . در اينجا متذكر مىگرديم كه به موجب فقرات سى و ششم تا چهلم باب هفتم ونديداد دو نكته بسيار اساسى مستفاد مىگردد كه شايان دقت است ، يكى آئين و سنت پزشكى ، دوم اجازه طبابت كه به نظر مىرسد هر دو اين نكته مهم يا ابتدا از ايرانيان بوده يا آنكه ايرانيان يكى از اولين بنيان‌گذاران دو مطب بالا مىباشند . ما اميدواريم آن را ضمن حق‌الزحمه اطباء در مبحث جداگانه مورد مطالعه قرار دهيم . چنان كه ضمن مبحث بيماريها متذكر گرديديم ايرانيان باستان از شكستگىها و دررفتگىها اطلاعاتى داشتند و چنان كه بيان گرديد استوويذوتو ( يا ديو مرگ شكننده استخوان ) آدمى را بسته و ديو او را بسته مىراند ، پس از آن آتش تن و جانش را مىسوزاند ( فقره نهم باب پنجم ونديداد ) . غير از آن از برداشتن غدد و از شكافتن دمل‌ها نيز اطلاع داشتند ، بنابراين از مرهم‌ها و روغن نيز استفاده مىكردند . ميتره ( مهر ، ( Mithra كه بايد آن را به‌مانند آپولون ( Apollon ) يونانيها آپولون ايران دانست ( يا الهه طب ايرانيان ) ، در امر درمان بسيار مورد نظر بوده است و اين مطلب از مطالعه يشتها باب مهر يشت به خوبى مستفاد مىگردد .