محمود نجم آبادى
223
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
جهان آماده ساخت . اين پاداش به او داده شد ، اين نيكبختى به او رسيد كه تو از براى او زائيده شدى ، تو اى زرتشت پاك از خاندان پوروشسب ضد ديوها ، ( و ) اهوراكيش . " فقره 16 - آنگاه گفت زرتشت : نماز ( درود ) بهوم ، بهوم نيك ، بهوم خوب آفريده شده ، راست آفريده شده ، نيك درماندهنده خوباندام ، خوبكنش پيروزگر ، زردگون نرمتاك ، ( شاخه ) چون خورندش بهترين و از براى روان راهجوىترين ( است ) . " فقره 17 - فرود ( باينجا ) خوانم اى ( هوم ) زرين نشاة ترا ، اينجا جرات ، اينجا پيروزى ، اينجا درستى ، اينجا درمان ، اينجا افزايش ، اينجا بالندگى ، اينجا زور همه تن ، اينجا فرزانگى از هرگونه ( انواع علوم ) . فرود ( باينجا ) ازاينرو ( خواستارم ) ، تا در جهان ( مانند ) شهريار كامروا ( يعنى مستقل ) درآيم ، درهمشكننده ستيزه ، شكستدهنده دروغ باشم . " فقره 19 - اين نخستين بخشايش را از تو ، اى هوم دوردارنده مرگ خواهش مىكنم : بهترين زندگى ( بهشت ) پاكان ، ( آن بهشت ) روشن و همه ( گونه ) خوارى ( آسايش ) بخشند . اين دومين بخشايش را از تو ، اى هوم دوردارنده مرگ خواهش مىكنم : درستى از براى اين تن ، اين سومين بخشايش را از تو ، اى هوم دوردارنده مرگ خواهش مىكنم : زندگى بلند جان . " فقره 20 - اين چهارمين بخشايش را از تو ، اى هوم دوردارنده مرگ خواهش مىكنم : كه من كامروا باجرات ( و ) خرسند به روى زمين درآيم ، درهمشكننده ستيزه ، شكست - دهنده دروغ ( باشم ) اين پنجمين بخشايش را از تو ، اى هوم ، دور دارند . مرگ خواهش مىكنم : كه من پيروزمند ( و ) در جنگ شكستدهنده به روى زمين درآيم ، درهمشكننده ستيزه ، شكستدهنده دروغ باشم . " فقره 21 - اين ششمين بخشايش را از تو ، اى هوم دوردارنده مرگ خواهش مىكنم : كه ما نخست از دزد ، نخست از راهزن ، نخست از گرگ بوى بريم كه هيچكس