محمود نجم آبادى
215
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
ترياك يكى دانستهاند اما به نظر نمىرسد اين عقيده صحيح باشد . از طرفى عدهاى براى هوم و سوم نام گوكرن ( به معناى گوش گاو كه به جهت شباهت آن به گوش گاو چنان گفتهاند ) و آن را با كوكنار فارسى تطبيق دادهاند ، كه هر دو اين نظر صحيح و معتبر نمىباشد . چنان كه از شرح بالا مستفاد گرديد گياه مزبور داراى ساقهاى نرم و شيرهاى سفيد مىباشد و عصاره آن را مىجوشاندند كه رنگين گردد و آن را در بسيارى از مراسم استعمال مىكردند . و همانطور كه در شرح آن آمد خيلى كم از آن مىنوشيدند و چون داراى ماده افدرين ( Ephedrine ) مىباشد ، از اين نظر حالت شعف و فرحى به آدمى دست داده و نيروئى در وى پيدا مىشود . بدين مناسبت هوم در ميان آريائيان مقامى ارجمند داشته تا آنجا كه آن را تا سرحد پرستش رسانده بودند . در ونديداد آمده است كه بايد شيره هوم را از موادى كه از بدن انسان بيرون آمده باشد دور داشت و نبايد به كثافات آلوده گردد و اگر از آن بر زمين ريخت قواعدى داشته كه پيروان اهورامزدا چه بايد بكنند ( باب ششم فقرات 42 و 43 ونديداد ) . اما آنچه كه محقق است آنكه هوم گياه مقدس شفابخش آريائيان بوده كه نوشيدن آن كمى هم سكر مىآورده و آدمى را به شعف و فرح سوق مىداده و طبق نظر ايرانيان باستان آشاميدن آن حيات نوى به اجساد بيجان مىبخشيده است . از عصاره اين گياه اكنون يا بهطور جوشانده يا طبيعى آن در بلوچستان و افغانستان و كشمير استعمال مىنمايند . عصاره گياه بالا به نام پراهوم ( Prahum ) كه با صفت جاويدان ذكر مىگرديده است ، تهيه مىكردند و جهت تهيه آن عدهاى شش نفرى به كار اشتغال