محمود نجم آبادى

192

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

بر ضد عفونت‌ها و كثافات استعمال مىشده و نزد ايرانيان باستان بسيار محترم بوده است . آويش يا آبشن ( Origan de Perse - Thym ) يا صعتر كه چون معطر بود در امر پلشت‌برى مورد استعمال قرار مىگرفته است . درباره گياههاى خوشبوى مذكور در بالا از نظر آنكه جميع آنها خوش‌بو و همچنين داراى اسانس‌هاى قوى بودند و براى منظور يوژداثرگرى مفيد بوده‌اند ، بدين جهت بسيار مورد استعمال داشتند . بايد دانست اصولا گياههاى خوش‌بو درين باب نقش مهمى را ايفاء مىكردند ، چنان كه در اوستا مكرر از گياههاى خوش‌بو ذكر شده است ( ونديداد باب هشتم فقره دوم ) كه تحت عنوان هر چوب خوش‌بو ذكر گرديده است . غير از مواد بالا بايد نام پلشت‌بر ديگر را ذكر كرد يكى زور ( كه همان آب تقديس شده است ) و در ابتداى اين مبحث از آن صحبت شد ، ديگرى هوم است كه در فصل مخصوص به اين گياه از آن به تفصيل بحث خواهيم كرد . در اينجا متذكر مىگرديم كه دود دادن و بخور دادن و سوزاندن گياهان و درختان خوش‌بو و يا ريختن مواد ديگر جهت يوژداثرگرى جهت هوا و زمين و مسكن با عوامل بالا در آن دوران بهترين وسيله بوده كه شايد بهتر از آن ممكن نمىشده است . از آن گذشته اين قبيل وسائل و اقدامات در ميان اغلب اقوام و ملل به نحوى مجرى بوده و همانطور كه در ابتداى كتاب درباره انتقال طب ( به مناسبت احتياج مردم به اين علم ) از قومى به قوم ديگر بيان شد ، امر ضد عفونى و پلشت‌برى هم ضمن ساير امور طبى به نظر مىرسد از اقوام به يكديگر انتقال داده شده است . حال چند كلمه درباره كشتن حيوانات موذيه و حشره‌كشى در اين مختصر از