محمود نجم آبادى
مقدمه 13
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
بدانديش و انحرافات ايمن است . " من " هايجيا " : ربة النوع تندرستى . پيك زندگانى . مربى شادى و شادمانى هستم : اى رنجوران - بيماران - ناتوانان . " از واديهاى باير و لميزرع . از مكانهاى تنگ و مرطوب و از ميان اجتماعات انبوه كه تنفس آزاد در آن به اشكال صورت مىگيرد به سوى من شتابيد . از من پيروى كنيد تا آلايشهاى روان و نارسائيهاى جان را در درههاى ژرف مدفون سازيم . با تنى سالم . روانى روشن و عقلى متعادل به فراز كوهها به آغوش آبشارها و به سايهء درختان انبوه بال و پر گشائيم . " تا مشام شما را از عطر گلهاى ياس معطر گردانم ، چشمان شما را بهسان دو پنجرهء به سپيدهء بامداد آشنا مىسازم و ساحت جان و مغز و قلب شما را به پرتو خورشيد چون طالع بلند اختران منور مىگردانم . در خون شما عطر گل سرخ درخشندگى لعل و صفاى گوهر مىگذارم تا چون نخستين طلوع فجر صادق و بسان ژالههاى روى سبزهها صاف و روشن و زلال گردد . " من . " هايجيا " : مظهر بهداشت هستم . من مىآيم بهسان پيك خوشبختى . هرجا كه مرا دعوت كنند گام مىگذارم به فاضلابها . به مكانهاى ظلمانى و محروم از نور خورشيد . آن را به مرغزارهاى خرم و دشتهاى پرگل و لاله مبدل مىسازم . همراه نسيم سحر . در بىروزن كلبههاى رعيتى را به پنجرههائى كه نور خورشيد را تا اعماق هستى و حيات دعوت مىكند مبدل مىسازم و بهجاى درهاى كوتاه آن براى كاروان شادى و سلامت و سعادت دروازههاى بزرگ نصب مىكنم . ديوارهاى دخمههاى تنگ بيغولههاى تاريك را كه زيستگاه اهريمن بيماريهاست ، از پرنيان فكر پاك و عواطف منزه آزينبندى مىكنم .