محمود نجم آبادى
169
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
باب پانزدهم ) بودهاند . در مواقعى كه سقط جنين اتفاق مىافتاد و پس از زايمان شراب براى زائو تجويز مىنمودند ، همچنين غذا به زائو داده مىشد اما از خوردن آب زائو ممنوع بود . اگر زائو مبتلى به تب مىگرديد روز چهارم مىتوانست آب بياشامد . چنين به نظر مىرسد كه در طب ايران باستان خواص بعضى داروهاى سقطكننده جنين را مىدانستند كه وسائل سقط جنين را فراهم مىساختند ( بعدا مىآيد ) . از داروهائى كه در اوستا از آن در اين باب ذكر شده است بنگ ( ماخوذ از شاهدانه ) مىباشد . درباره سقط جنين قوانين و آدابى بود كه مواظبت و پرستارى زنان حامله و بىسرپرست را خاطرنشان ساخته ، سهل است درباره سگهاى حامله نيز تأكيد بليغ گرديده است ، بدين معنى كه افراد مؤمن مىبايست از هر حيوان حامله اعم از دوپا يا چهارپا ، زن يا ماده سگ مواظبت نمايند . كفاره و مجازات مردى كه در زن حائض كه خون از او جارى باشد دانسته نطفه خود را بريزد و آن زن هم هوش و حواس داشته باشد چنين است : " بايد يك هزار حيوان متوسط ( مثل گوسفند ) بكشد و يك هزار دسته هيزم پاك از چوب سخت با پرهيزگارى خوب براى آتش نذر بياورد و يك هزار دسته چوب نرم يا چوب و هوگئونه ( يا وهوگئن ) يا وهوكرتى ( وهوكرته ) يا هدانئپته ( هذانئپتا - هذانئپاتا ) ( كندر و عود و چوب انار شرح آنها در مبحث ضد عفونى بعدا بيايد ) ، يا يك درخت خوشبوى ديگر با پرهيزگارى خوب براى آتش نذر بياورد ، و يك هزار برسم دسته بهبندد ( برسم عبارت از شاخههاى بريده درختى است شرح مختصرى از آن ضمن هوم بيايد ) و يك هزار نذر هوم و شير پاك و درست بازديد شده و شيره درختى كه هدانئپته ( هميشه