محمود نجم آبادى

مقدمه 11

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

1324 هجرى شمسى مطابق با دوم ژوئيه 1945 در تهران ايراد نموده و در مهرماه همان سال بچاپ رسانده‌ام ، همچنين در مقدمهء ترجمه كتاب طب اسلامى تأليف شادروان پرفسور ادوارد برون انگليسى كه توسط آقاى مسعود رجب‌نيا به سال 1337 هجرى شمسى ترجمه شده و مقدمه تحفه حكيم مومن به سال 1338 بچاپ رسيده است كمى حق مطلب ادا شده است و اينك قسمتهائى از آنها را در اين مبحث متذكر مىگردم : " از همان روزى كه آدمى درصدد دفع شر و زحمت و درد از خود برآمده است تاريخ طب شروع مىشود و قطعى است اولين فردى كه توانسته رفع درد از خود و يا از ديگرى بنمايد اولين طبيب بشر بوده است . " بدين مناسبت بايد گفت تاريخ طب و اطباء يا تاريخ پزشكى و پزشكان باهم توام‌اند و چون آدمى جان خود را نفيس‌ترين و عزيزترين گوهر مىدانسته ، با علاقه كامل از اول درصدد رفع درد از خود برآمده است . " پس طب و طبابت در دو كلمه مختصر مىگردد و آن دو كلمه اين است : " برداشتن درد از دل و بار از پشت آدمى است و طبيب جز اين كمال مطلوبى نخواهد داشت " . اين‌همه افسانه‌هائى كه در كتب در باب معالجات و درمانهاى فوق‌العاده و خارق‌العاده آمده ناشى از عزيز و نفيس بودن جان آدمى است . اگر آدمى براى رفع درد انگشت به دندان گيرد و يا آنكه داروئى استعمال نمايد كه مثلا زايمان بىدرد شود نتيجه و نظر و غايت مطلوب يكى است . بيم و ترس از بيماريها و اميد به بهبود آنها از قديم الايام در نهاد بشرى وجود داشته و اگر از ازمنه قديمه طب با خرافات و موهومات همراه بوده به علت موضوع بالاست . موضوع بيم و اميد مطلب كوچكى نيست كه خيلى بتوان از آن به آسانى گذشت