محمود نجم آبادى
106
تاريخ طب در ايران ( فارسى )
به نوع خود پس از اندكى از بين مىروند و تنها سه قسمت آخرى كه اصول روحانى و معنوى را تشكيل مىدهند ، به كار خود ادامه خواهند داد . از اين سه اصل آخرى فرهوشى يا فروهر كه جوهر ذاتى و معنوى كاينات است ، به تنهائى نفس و شخصيت انسان را مىسازد ، و روان يا روح بئودنگ يا شعور باطنى نمودار و تجسمى از آن پرتو خدائى مىباشد . " در يسناى 46 بند 4 دو اصل ديگر به سه اصل معنوى فوق اضافه گرديده و روىهم پنج اصل معنوى را كه بعد از مرگ باقى مىماند به ترتيب زير نامبرده است : " اهو ، دينا ، بئودنگ ، اوروان ، فروهوشى . " راجع به اهو بايد گفت وقتى اين واژه جنبه معنوى داشته باشد ، معنى ضمير باطنى است و اوشتان معنى نفس و جان را مىدهد . اهو گاهى معنى احساس قلبى يا وجدان را نيز دارد . " كلمه دينا به معنى احساس درك معنويات و شخصيت روحى و اخلاق و فضيلت مكتسبه انسان است . " وظيفه بئودنگ يا هوش رساندن پيام حواس از راه سلسله اعصاب به روح مىباشد . در خواب ظاهرا هوش كار نمىكند ، و در عوض روح براى مدتى از قيد انديشه و احساس آزاد مىگردد ، و خستگى را از تن مىزدايد ، و در واقع هم روح هم تن هر دو استراحت مىكنند . در نوشتههاى پهلوى بئود رابط بين جهان درون و برون شناخته شده است . هنگام مرگ بئود از تن خارج شده و در روز داورى يعنى بامداد روز جوابگوى كليه اطلاعاتى خواهد بود كه موقع حيات خودش در اختيار روان گذاشته است . " آيا بعدا بئود چه خواهد شد ؟ از متون كتب دينى ، چيزى بدست نمىآيد ، ولى به نظر مىرسد كه بالمآل در روح مستحيل خواهد شد . در اولين قسمت " اهنود گاتها "